برای درمان ِ مشکلات عصبی به چه کسی مراجعه کنیم؟

متخصص اعصاب و روان

گاهی بعضی از مراجعین می پرسند:که برای درمان اختلالات روانی مانند اضطراب ، ترس، خشم و یا افسردگی  باید به چه متخصصی مراجعه کنند؟

این سوال به جا و خوبی است. چون که به نظر می رسد در این مورد ، نوعی سردرگمی در جامعه ما وجود دارد.

به چه کسی مراجعه کنیم؟
به چه کسی مراجعه کنیم؟

به عنوان نمونه، تعدادی از مراجعین ما، با تصور اینکه اختلالات روانی ناشی از به وجود آمدن یک مشکل و آسیب جسمی در مغز می باشد، برای بار اول به اشتباه به متخصصین جراح مغز (نروسِرجِن)و یا به متخصصین مغز و اعصاب (نورولوژیست) مراجعه می کنند و شاید این تصور را دارند که درست مانند بیماری های جسمی با انجام روش هایی مانند جراحی و یا آندوسکوپی و غیره، ریشه مشکلات آنها به صورت عینی و بوسیله روش های پزشکی تشخیص و درمان می شوند.

در صورتی که باید آگاه باشیم که متخصصین فوق، برای درمان اختلالات ساختاری مغز که بخشی از بافت مغز دچار آسیب شده است، آموزش دیده اند و نه اختلال هایی که ریشه در روان فرد دارد و به طور چشمی و عینی قابل ملاحظه نیست.

به عنوان مثال، تومورهای مغزی، بیماری ام اس (Ms)، صرع یا تشنج مغزی و ضربه های مغزی بیماری هایی هستند که ما برای درمان آنها باید به متخصص مغز و اعصاب (نورولوژیست) مراجعه کنیم.

ولی در مورد اختلالاتی مانند اضطراب، ترس بیمارگونه، هراس، بدبینی، افسردگی، کج خلقی، وسواس، خشم غیر قابل کنترل، اختلالات رفتاری کودکان، بیش فعالی کودکان و … مراجعین را باید در وهله ی اول به مجموعه ای که در آن روانپزشک و همینطور روانشناس وجود دارد ارجاع داد.

به نظر می رسد، با انجام یک کار خوب تیمی توسط  روانپزشک و روانشناس، مشکل بیمار به خوبی درک ، فهمیده و درمان می شود.

نویسنده: دکتر پرویز علی وردی (روانپزشک)

_پی نوشت:در دنیای اطلاعات کپی برداری بدون ذکر منبع،عملی غیراخلاقی بوده وتفاوتی با دزدی ندارد.

 

311 Comments

  1. سلام. من به خوبی گذشته نمیتونم فکر کنم و وسواس فکری آزار دهنده ای هم دارم که آرامش رو از من گرفته…حتی نمیتونم تمرکز کنم و چند تا خط کتاب بخونم . تازگی ها متوجه شدم که بیشتر علائم افسردگی رو دارم
    به نظر شما امکان بهبود کامل وجود داره و آیا نیاز هست که دارو مصرف کنم؟

    • بله وسواس و افسردگی شما نشان از کمبود سروتونین داره،مراحعه کنید و تحت درمان واقع بشید .یه دوره ی سه تا شیش ماهه مشکلتون حله

      • سلام دکتر جان خسته نباشی.خوبی.دکتر جان میگم من اول این قضیه را که می خوام خدمتتون عرض کنم تو برج ۹ همین امسال یه سر گیجی گرفتم که با سیتی و ام آر آی که انجام دام شاید پیش ۱۰ دکتر مغز و اعصاب رفتم و خدا را شکر گفتن مشکلی نیست.ولی ۲۰ روز بعدش سرگیجه خوب شد ولی از اون موقع به بعد منگی سر را بطور مرتب دارم یه روز خوب یه روز بعد هر چه دارو میخورم خوب نمیشم چکار کنم ممنونم از راهنمایتون خدا خیرتون بده

      • سلام وقتتون بخیر
        اقای دکتر من خانمی ۲۷ ساله هستم که بچه ۱ سال و دوماه دارم و بهش شیر خودمو میدم و اینکه مشکل اعصاب و افسردگی و …دارم که فک میکنم با دارو حل بشه،و حالا سوالم اینه ک اصلا امکانش هست من دارو مصرف کنم با اینکه شیر میدم؟ قبلا دکتر برام یکسری دارو تجویز کرد ک اصلا جواب نگرفتم حالا نمیدونم دکتر رفتنم جواب میده یا نه چون هر دارویی نمیشه استفاده کرد

      • سلام آقای دکتر،پسر من ۱۲ سالشه به چند وقته هی انگشتتی دستشو تق تق
        می شکونه،نمیدونم این تیم عصبی هستش یا نه؟ ممنون میشم جواب بدین

    • سلام دکترتشکرفراوان ازشماپسرم۳۶سال است بسیار زود رنج زودجوش میاره وعصبی الان مشکلش آسیب کتف که ورزش بوکس ومربی گری ضعف عضله کتف داره که ازخواب میپره وکمی تیک گردن داره روی جوش اوردنش کنترل نداره البته ممکن ارثی باشه؟ پدرش بسیار بدتر از پسرم بوده حالاممکن کتفش ضعف اعصاب باشه باید چکار کنم اینم بگم که من شوهرم جدا شدیم بار زندگی رو دوش پسرم لطفا راهنمای کنیدبسیارممنون

  2. اضطراب و تپش قلب شدید دارم هر سه یا شش ماه یکبار به مدت طولانی دچارش میشم زمان زیادی دارو مصرف می کردم از خوردن دارو خسته شدم چون بعداز چند سال احساس میکنم دیگه تاثیری نداره ، بدون دارو هم زندگی عادی ام مختل میشه به خاطر اضطراب زیادم امیدی به بهبود هست ؟؟؟

  3. با عرض سلام و خسته نباشید
    آیا قرص های مکمل مولتی ویتامینی که در بازار موجوده میتونه باعث بهتر شدن اضطراب و افسردگی بشه چون خودم هر جلسه میرم پیش دکتر(دکتر سید مرتضی جعفرزاده.بیرجند.) بهم میده ولی نپرسیدم واسه چی خوبه؟

  4. باسلام به علت افسردگی شدیدوجملات پانیک پی درپی وخیلی شدید ۳ سال است سرترالین میخورم .اول ۱۵۰ بود الان ۵۰ شده تاکی طولدرمان دارم.همچنین ۲۰ ساله به خاطرپرولاپس پروپرانول میخورم .میل جنسی هم خیلی کم شده چیکارکنم؟؟

    • طول درمان اینها که هیچکدوم بیشتر از یکسال نیست
      خب میل جنسی رو هم به صفر میرسونن این قرصها و بهتره از طب گیاهی استفاده کنید
      پرولاپس رو از دکتر قلب بپرسید که ایا واقعا همیشه لازم بخورید یا فقط گاه گاهی
      اون دسته از بیماران من که زیرک بودند و فهمیدند که پانیک یعنی” ترس از ترسیدن” ، بیشتر از یکسال دارو نخوردند

  5. با سلام و خسته نباشید خدمت شما آقای دکتر گرامی
    بنده بعلت مشکلات وسواس فکری که شدیدا” در مورد بیماری های خاص دارم و مدام فکر میکنم به این انواع بیماری های خاص و صعب العلاج دچار شدم به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کرده ام که ایشان ابتدا نوار مغزی از من گرفتند و فرمودند به شدت اضطراب داری و داروهای آسنترا ۱۰۰ میلی گرم هفته اول یک چهارم و هفته دوم یک دوم و هفته سوم یک عدد کامل قرص و کوئنتیاکس ۲۵ میلی گرم فقط شبی یک چهارم قرص و همچنین کلرودیازپوکساید ۵ میلی گرم صبح و عصر تجویز کردند.
    من در اینترنت خواندم که داروی کوئنتیاکس داروی آنتی سایکوتیک و در درمان شیزوفرنی و یا مانیک و افسردگی دو قطبی مصرف می شود.
    من فقط احساس افسردگی و بی میلی به زندگی را دارم و مدام دلم میخواهد بخوابم و یا تنها باشم.
    آیا این ترکیب دارویی مناسب است؟ آیااین داروها عوارض جانبی خاصی دارند؟ چون دکتر تاکید خاصی داشتند که به هیچ عنوان در مورد داروها در اینترنت تحقیق نکن.
    و اینکه آیا نوار مغزی واقعا استرس و اضطراب را نشان میدهد؟
    با سپاس از وقت جنابعالی

  6. جناب آّقای دکتر با سلام و خسته نباشید.
    با توجه به اینکه هم اکنون به تجویز پزشک مغز و اعصاب روزانه یک عدد کپسول فلوکستین ۲۰ میخورم سوالم این است که آیا این دارو با قرص کلرودیازپوکساید ۵ تداخل دارویی دارد یا خیر؟ چون بر اساس تجربه قبلی در زمانیکه گاها” به شدت دچار استرس و اضطراب میشوم قرص کلرودیازپوکساید تاثیر فوق العاده آرامبخش برای من دارد.
    با سپاس از لطف جنابعالی

  7. سلام دکتر عزیز و مهربان. من میخواستم بپرسم امکانش هست با شما تلفنی صحبت کنم؟ ساکن یک شهر کوچک ساحلی در کانادا هستم و به دکتر خوب دسترسی ندارم. روانپزشک و .. که اصلا.. تا حالا چندین باراز صفحه سرترالین مزاحمتون شدم و سوالاتمو پرسیدم. میخواستم ببینم امکانش هست یه مشاوره تلفنی با شما داشته باشم؟ مثل یه ویزیت انلاین؟ و حتما از طریق مادرم که ساکن ایران هستند ویزیت رو پرداخت میکنم خدمتتون. نمی دانید چقدر احتیاج دارم با یه دکتر خوب مثل شما صحبت کنم و سوالاتمو بپرسم. اما الان نمیتونم ایران بیام به هیچ وجه. میدونم خیلی سرتون شلوغه ولی مطمئنم میدونین که چقدر کمک به دیگران کار خدا پسندانه ای هست و اگه بتونین به من کمک کنین که یه دنیا ممنونتون میشم.

  8. سلام من یکماهی هست که آسنترا ۱۰۰مصرف میکنم و چند وقتیه حس تغییر خلق دارم مثلا یهو دوست دارم کتابی رو بخونم ولی به محض باز کردنش ازش متنفر میشم و بی اراده خوشحال و بلافاصله غمگین میشم از سایت ها خوندم که از عوارض هست آیا دارویی برای این هست؟برای خواب دیدن های غیر عادی چی؟؟
    خیلی متشکر از شما

    • این حالتیکه توصیف کردید اگر خلق کاملا تحریک پذیر و رگه های سرخوشی در شما نمایان شده،شاید نوعی از دوقطبی نوع سه باشه و باید دوز اسنترا کاهش پیدا کنه و یا کلا حذف بشه
      تشخیص بصورت حضوری و بالینی و توسط پزشک خودتون باید انجام بشه

    • سلام تو رو خدا جوابمو بدین ، من دو سال پیش بعضی اوقات پاهام از داخل میلرزید ، الان ولی هر روز همش داخل پاهام یحوریه انگار جنگش توش ، کف پاهام داغ می‌کنه ، حتی بعضی اوقات دستامم اینطوری میشه ، بخاطر کوچکترین چیزا عصبی میشم و همون لحظه سرم سنگین میشه و سرگیجه میگیرم و درد میکنه و چشام احساس میکنم ی طوری میشه و همون لحظه پاهام خیلی بدتر میشه ، بعضی اوقات تپش قلب میگیرم ، تو رو خدا بگین من باید چیکار کنم ؟؟؟ بعضی وقتا احساس میکنم صورتم خواب می‌ره ،

      • بیقراریهای جسمانی و سمپاتیکی داری…یکسری ازمایش کامل خون.یک نوار قلبی و یک نوار مغزی و ویزیت توسط روانپزشک و تجویز دارو برای restlessness

  9. آقای دکتر روز به روز زندگی برام سخت تر میشه نمیتونم با کسی رابطه بر قرار کنم بقیه م با من نمیتونن رابطه برقرار کنن همیشه استرس دارم اضطراب دارم از جامعه فراریم همیشه اعصابم خورده از زندگی لذت نمیبرم همیشه به کامم تلخه لطفآ راهنمایی کنید

    • سلام وقتتون بخیر . من نوزده سالمه و اخیرا هرازگاهی سر موضوعات کوچیک خیلی عصبی میشم و نمیتونم خودمو کنترل کنم و ناخواسته اقدام به اسیب زدن به وسایل اطرافم میکنم تا اروم شم . حتی بعضی مواقع اونقد عصبانیتم زیاد میشه که مجبور به اسیب زدن خودم میشم تا حرصم بخوابه . یا اینکه بی دلیل گریه میکنم . اکثر اوقاتم میل به خواب و تنهایی دارم . ایا افسردگی دارم ؟ به چه پزشکی باید مراجعه کنم ؟

  10. باعرض سلام …بنده هروقت قرارباشه منتظریه چیزی باشم مثلا انتظاربرای ورود به اتاق دکتر انتظار برای گرفتن غذا دردانشگاه وغیره …وکلا انتظارکشیدن منو به شدت دچار ضربان قلب بالا واظطراب میکنه …ولی وقتی مثلا وارد اتاق دکترمیشم وشروع به صحبت یاتماس صورت میکنم این اظطراب میادپایین …درواقع به محض ورود به اتاق میادپایین وقابل تحمل میشه !واگه قرارباشه منتظربمونم برای انجام کاری حین انجام اون باز دچاراسترس و لرزش دست میشم (البته دربیرون خانه ودرمیان افراد غریبه )ولی اگه یهویی اون کارو ازم بخان این حالتو تقریبا یاندارم یا خیلی کم دارم ….غالبا موقع حرف زدن بامردم راحتم ولی اگه قرارباشه بین مردم انتظاربکشم یاکاری کنم دچاراین حالات میشم درصورتی که احساس خجالتی هم ازمردم ندارم ….آیا اینم نوعی اظطراب اجنماعی محسوب میشه ؟؟به نظرتون برای من حتماباید دارودرمانی هم انجام بشه ؟یافقط روانشانسی کافیه ؟؟(کلااین اظطرابها به صورت ناگهانی وبدون پیش زمینه هستن وغافلگیر میشم ناگهان درصورتی که قبلش کاملا راحت وریلکس هستم )

    • خیلی این حالتها مخصوص شما نیست همه ی ماها این نوع اضطرابها رو تجربه کردیم…مواجهه و رودر رو شدن با عامل خطر،بلافاصله اضطراب رو از بین میبره و همین اساس درمان همه ی اضطرابهاست…اصلا مهم نیست اسمشو چی بزارید…مهم اینه با هر چی میترسید از نزدیک رو در رو و چشم تو چشم بشید…در مقابل هر عامل ترسناک اگر ۱۵ بار هر بار ۴۵ دقیقه قرار بگیرید بطور ریشه ای اون ترس از بین میره
      اگر به کمک روانشناسی که به این کار که اسمش رفتار درمانیه مسلط باشه،با ترسها مواجه بشید دیگه به دارو هم نیاز ندارید

  11. سلام اقای دکتر
    من یک سوالی از خدمتتون داشتم و اونم اینه که من تا حدودی وسواس بر روی بیماری دارم و هرچیزی رو بزرگش میکنم که اینجا چرا جوش زده یا اونجا چرا کبوده و…
    حالا سوالم اینه ایا این وسواس میتونه باعث بشه که مثلا من به مشکلی در مثلا غدد لنفاوی گردنم که یک مقدار تحریک شدن زیاد فکر کنم و حتی درد در اون ناحیه رو حس کنم؟ یعنی با تلقین درد برای خودم ایجاد کنم؟
    ممنون میشم راهنماییم کنید

  12. دکتر من حالم خیلى بده فکر کنم افسردگى دارم صبح ها که از خواب بلندم میشم حالم بدتره فکر میکنید سرترالین خوبه مصرف کنم ؟خیلى سعى میکنم تلقین کنم که حالم خوبه فکر میکنین هیپنوتیزم درمانى جواب بده چیکار کنم

  13. سلام. اقای دکتر ببخشید قرص تولترودین رو میشه همزمان با کلومیپرامین یا سرترالین مصرف کرد؟ممنونم از وقت و توجهتون.

  14. سلام آقای دکتر خسته نباشید. من مشکلم این هست که ترافیک فکری خیلی بالایی دارم ﻭ به همه چیز ازسیاست گرفته تا اوضاع اقتصادی و مردم به شدت فکر میکنم ﻭ اضطراب شدید میگیرم که باعث میشه اشتهام رو از دست بدم ﻭ قضیه به افسردگی ختم بشه. به محض اینکه بیکار بشم اضطراب میگیرم ﻭ به همین دلیل از روزهای تعطیل خوشم نمیاد. همینطور بعد از خوردن غذا ﻭ مخصوصأ شیرینیجات دچار اضطراب میشم ﻭ خوردن مکمل های ویتامینی هم همین حال رو بهم میده. یک تیک شانه تکان دادن هم دارم. یک بار به تشخیص یک آقای دکتری قرص میرتازاپین مصرف کردم که به شدت مضطرب تر ﻭ بیقرارم کرد که تا مرز نابودی رفتم و برگشتم با این قرص. به نظر شما مشکل بنده چیه. انگار برای من حتماً باید چیزی باشه که نگرانش بشم وگرنه انگار یه چیزی کم هست

    • بله یک ناامنی ریشه ای و اضطراب درونی داری
      که همه جانبه باید باهاش برخورد کرد.تغییر نگرشها و باورهای ذهنی شما ضروریه
      دارو به تنهایی مشکل شمارو رفع نمیکنه

  15. سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    آقای دکتر داداش من بشدت عصبیه، البته خیلی هم مهربان، اما زمانی که عصبی میشه واویلا، الآنم که این پیام میدم از خوابگاه پاشدم اومدم خونشون چون یجوری عصبی شده بود که می‌خواسته خونه رو آتیش بزنه یکی از بچه‌هاش از استرس نمیتونه یک املا رو هم بنویسه، امشبم تا منو دید کلی گریه کرد اما بعد دوساعت که پیشش بودم خیلی آروم شد. راضی هم نمیشه به پزشک مراجعه کنه، ولی میخوام بزور ببرمش، باید به روان‌پزشک مراجعه کنیم؟؟ بنظر شما چکار کنم؟؟ لطفا کمک کنید ممنون

      • با سلام
        من مدت ۶ ماه است که انواع داروهای افسردگی رو مصرف می کنم ولی هیچ تاثیر مثبتی نداشته و دچار عوارض شدید شدم
        از طرفی به دلیل مشکل مالی و نداشتن تمرکز به رواندرمانی و مشاوره هیچ علاقه ای ندارم
        در این شرایط چه کار میتوان کرد؟
        با تشکر

  16. سلام آقای دکتر. چه چیزی باعث می‌شه آدم نتونه سر تصمیمش بمونه و برای گرفتن یه تصمیم ساده هم تا حد سرگیجه استرس بگیره؟ اینکه بدونه شرایطی که داره ایده آل و خیلی‌ خوبه ولی‌ نتونه ازش لذت ببره و یهو بزنه زیر همه چیز تا یه گذشته امتحان شده رو باز امتحان کنه؟

  17. من یک شب به علت سر وصدا نتوانستم بخوابم.الان حدود ۱ ماه است فکر آن شب در سرم هست و ترس از بی خوابی دارم و باعث شده که نخوابم و اصلا نمیتوانم به خواب عمیق بروم و همیشه و همیشه ترس و استرس بی خوابی دارم.چه باید بکنم؟

    • سلام وقتتون بخیر من ۱۷ سالمه یه روز درمیان یه حال فوق العاده بدی میاد سراغم و نمیتونم درس بخونم رفتم پیش روانشناس گفت که افسردگی متوسط و وسواس فکری دارم،و یه حالت خودبیمارانگار و اینکه بعضی مواقع قفسه ی سینم درد میگیره و در زمان هایی که حال روحیم اوکی نیست استخوان هام تیر میکشه به نظرتون من باید برم پیش دکتر مغز واعصاب یا روانشناس ایا دارو نیازه؟

  18. سلام آقای دکتر. من حتی وقتی‌ خبر خوبی‌ میشنوم دچار اضطراب میشم و بدنم کمی‌ سست میشه و طرف چپ بدنم مور مور میکنه البته نه زیاد و هر زمان هم خوشحال میشم یهو یه تصویر از کاری ناتموم یا یه مشکل میاد تو ذهنم که انگار میگه خوشحال نباش فلان کار یا مشکل رو داری.کلا ذهنم معمولا در چند جبهه در حال نبرده انگار. به نظر شما مشکل چیه؟

    • احتمالا بخاطر تجربیات اضطراب آمیز شنا در گذشته و کودکیه
      و این مشکل شما نیاز به روانکاوی یا طرحواره درمانی داره

  19. سلام جناب دکتر خسته نباشید
    پدرم ۷ساله داروهایی از قبیل ریسپریدون وهالوپریدول ۵ وکلوزاپکس ۱۰۰ وبی پریدن وازاین قبیل استفاده میکنه بادوزهای مختلف وچندبار ctگرفته ۳سال خوب بود وبرگشت یه دکتر تشخیص سایکوز داده یه دکتر اسکیزوفرنی …الان هم دوباره باید بستریش کنیم. به نطرتون پدرم خوب میشه چون برادر جوانم روهم ۱۰ سال پیش ازدست دادیم وبه دلیل این مشکلات ومسائلی دیگر پدرم اینطور شدند. الان بین داروهایی که دربالا نام بردم کدام روبیشتر توصیه میکنید؟؟باسپاس بیکران ازشما

  20. سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    من بیش از چند ماهه که وقتی قراره فردا جایی برم مثلا مسافرتی یا خونه اقوامی جایی،یا قراره برام مهمونی بیاد که شب اش خونه ام بمونه یا مثلا همسرم از شب قبل طَی میکنه با من که فردا اول صبح باید بیدار شم برای انجام کارهای بانکیم،یا چه میدونم وقتی با خودم عهد میکنم که فردا باید صبح زود بیدار شم حالا به هر دلیلی نمیدونم چرا به هیچ عنوان شب اش خوابم نمیره یه استرسی نا خود آگاه به من غلبه میکنه و انقد کَلَنجار میرم با خودم که زود بخوابم ک فردا خوابم نبره،نمیتونم بخوابم ک هیچ و انقد کلافه میشم از زمین و زمان خسته میشم،و دم دمه های صبح میخوابم با اینکه چشمام داره از بی خوابه کور میشه و فردای اون روز تا خود شب اش عین منگ هام گیج و بی حالم.ولی در روزای عادی هیچ مشکلی ندارم و خیلی راحت میخابم.تورو خدا بگید باید چه کنم خیلی بهم فشار میاد🙏🏻

    • یه داروی مناسب که فقط بعضی شبها مصرف کنید که ۵ دقیقه ای خوابتون ببره و صبح زود هم بیدارشید.باید براتون تجویز بشه

  21. سلام مجدد.ممنون از جوابدهی سریع شما آقای دکتر.
    فقط اینکه امکانش هست اسم اون دارو رو بهم بگید یا باید حتما حضوری ویزیت شم خدمت شما؟!🙏🏻

  22. سلام وقت بخیر، اقای دکتر من ۴ماهه ازدواج کردم و همسرم شدیدا مشکل عصبی داره و سر هرمسئله ی کوچیک یا بزرگی از کورده در میره و توهین میکنه و این مشکلی بوده که پدرش هم در گذشته خیلی شدیدتر داشته و ما سر هر موضوعی توی خونه تنش داریم و جدای از دادو بیداداش فکر میکنه من رفتارام مشکل داره و دلیل رفتارخیلی بد ایشون خودِ من هستم. (اما من میدونم که با همه اطرافیانش این رفتارهارو داره و همه رو مقصر میدونه و توهین و دادزدن رو حقشون میدونه)
    من دقیقا به چه دکتر یا مشاوری باید مراجعه کنم؟ زندگیم داره خراب میشه.
    درصورت امکان به من معرفی کنین، من به تازگی برای زنزگی به کرج اومزم و با کسی اشنا نیستم.

  23. سلام مادر من آدم عصبی و افسرده ای هست که وقتی عصبی میشه نمیتونه خشم خودشو کنترل کنه و خیلی ازش آسیب میبینیم لطفا کمکتون کنید تا یک راه کار براش پیدا کنیم نمی‌دونم پیش مشاور ببرمش یا روانپزشک خیلی خشمگین و به شدت عصبیه

  24. سلام اقای دکتر.من یه پسر ۲۲ ماهه دارم و مشکلی که دارم این هست که بسیار زیاد روی غذا خوردنش حساس هستم و وقتی نمیخوره عصبی میشم.از ابتدا مشکل ریفلاکس داشت که با دارو تا حدودی درمان شده اما بعصی اوقات غذایی که یک ساعت طول کشیده و با هزاران ادا خورده رو بالا میاره و من از کوره در میرم و خودم رو میزنم و گریه میکنم و تا چند دقیقه هیچ کنترلی روی خودم ندارم.از این وضعیت بسیار میترسم چون میدونم بعدا مسایل بهدیش منو وسواسی میکنه.ورزش بسیار کردم کتاب در حوزه کنترل خشم خیلی خوندم.چند جلسه مشاوره رفتم و با نوشتن کمی از اضطرابم کم شد اما مسئله ام حل نشده میخواستم بدونم بنظرتون دارو درمانی راه چاره هست تا به روانپزشک مراجعه کنم یا باید رفتار درمانی بشم؟ممنونم از وقتی که میگذارید.

  25. سلام آقای دکتر.
    من حدود ۴ ساله دچار پانیک شدم.و تحت درمانم.به دقت داروهامو مصرف میکنم ولی بهبود من با نوایان همراهه که گاها تا ۹۰ درصد بهبود میابم ولی دوباره بعد از چند ماه مجددا حملات خفیف پانیکی (تنگی نفس) ضربان قلب بالا و ترس بهم دست میده که دکتر یکی لز داروهامو عوض میکنه. داروهای مصرفی عبارتند از پاروکستین ۲۰ یک عدد شبها ، ولبان ۷۵ یک عدد صبح و پرانول ۱۰ یک عدد ظهر. که ولبانو با دزیپرامین ۲۵ عوض کردند.
    آقای دکتر،آیا من بهبود میابم؟ آیا نیازه دکترمو عوض کنم؟ لطفا راهنمایی بفرمائید.سپاسگزارم.

  26. سلام من پسری ۲۶ ساله هستم سالهاست از دوقطبی رنج میبرنم فاز مانیای حاد ندارم و بیشتر هایپومانیا هست و بیشتر مواقع افسرده و بی حال هستم و در واقع دوقطبی نوع دو دارم،جدیدا اضطراب بالا هم گرفتم و درد قفسه سینه و ضربان قلب نامنظم هم دارم و همینطور فشار خون بالا که منشا عصبی داره،وابستگی دارویی هم دارم،متادون ۲۰ میلی گرم در روز،زولپیدم،داروهای بنزودیازپینی،= برای تسکین اضطراب،پروپرانول برای تپش قلب و کوئیتیاپین هم۱۵۰ میلی گرم برای خواب مصرف میکنمو نوسان خلق بصورت روزانه زیاد دارم،قبلا پیش دکتر زیاد رفتم و اکثر داروهای تثبیت کننده خلق و ضد افسردگی رو مصرف کردم و همیشه درمان رو به دلایلی قطع کردم،قبلا دکتر برام کاربامازپین،کلونازپام،کوئیتیاپین و سرترالین داده بود یک مدت هم فلوکستین و… میخواسنم بپرسم این بار که رفتم پیش دکتر چطوری وضعیتم رو توضیح بدم چون موندم چی بگم،بخاطر وضعیت بد مالی اضطراب و افسردگی هم بیشتر شده و نمیدانم چیکار کنم با این شرایط دکتر چه داروهایی برایم تجویز میکند؟چون هر دارویی بهم نمیسازه

      • سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
        من میخواستم یه سوال درباره ی رفتار همسرم بپرسم
        راستش همسرم چند وقتیه به دلیل مشکلات کاری که براش پیش اومده بسبار بسیار عصبی شده البته قبلا هم عصبی میشد ولی نه به شدت الان، یعنی وقتی عصبانی میشه به زمین و زمان فحش میده و بد و بیراه میگه و توهین میکنه و دل آدم رو میشکونه و حتی اینکه همسرم خیلی آدم مقیدی بوده ولی الان خدا رو هم قبول نداره من خیلی خیلی از دستش خسته شدم همش میترسم توی جمع چیزی نگه که باعث دلخوری بقیه بشه و اینکه خیلی برای خودش میترسم احساس میکنم وقتی عصبانی میشه زیر این حمله ی عصبی الان سکته میکنه این رو هم بگم همسرم بسیار آدم عاطفی و بامحبتی است و بعد از عصبانیت خودش پشیمون میشه و عذرخواهی می کنه ولی واقعا این رفتاراش برای من دیکه غیر قابل تحمل شده ، خواستم از شما راهنمایی بگیرم که دقیقا باید چکار کنم آیا درمان میشن

        • خب اون بنده خدا مسلما زیر فشار زندگیه که اینجوری عصبی و روان رنجور شده
          شما سعی کن قضاوتش نکنی و ازش زیاد عیب و ایراد نگیری
          طرف همسرتو بگیر تا به وجودت دلگرم باشه
          حالا اگه توی دو تا موقعیت اجتماعی کم حوصله ست و اداب رو رعایت نمیکنه باهش درگیر نشو
          کم اورده
          خب باید ریشه یابی کنید و ببینید سبک زندگی رو چجوری تعییر بدید تا این بنده خدا اینهمه خسته نشه
          و بعد سر فرصت بدون اینکه بهش بر بخوره پیشنهاد بدی به یک روانپزشک و بعد روانشناس مراجعه کنید

  27. سلام.وقت بخیر.دختری ۳۳ ساله هستم.چهار ساله برادرامد تو تصادف از دست دادم.بخاطر همین دوسدارم همیشه تو تنهایی باشم.تو جمع اگه بیام اگه به هر حرف کوچیکی سریع واکنش نشون میدم.حتی تو رانندگی خیلی عصبی میشم بعدش بشدت پشیمون میشم از کارم.ی دوره سرترالین و فلوکستین مصرف میکردم.بنظر شما همون داروها رو ادامه بدم یا باید ب دکتر مراجعه کنم.چ دکتری برم؟

  28. باسلام جناب آقای دکتر
    بنده از اول دی ماه وقتی تنها بودم واز مسافرت برمیگشتم درماشین دچار حمله پانیک شدم که چون تنها بودم و همسرم هم درشهرستان ماند و در تهران هم تنها بودم یک هفته به این موضوع فکر میکردم ودایم مضطرب بودم وخوابم هم ریخته بود به هم. البته بنده پانیک را درکودکی که ترس شدیدی برام پیش آمده بود تجربه کردم وگاها این اتفاق می افتاد ولی از ۵سال گذشته چون با تمام اتفاقات مواجه شدم و تمامی رویدادها را به اتفاقات مثبت تعریف کرده بودم ودیگر پانیک اتفاق نیفتاد دیگر خوب شده بودم کامل.
    ولی از ۲ماه گذشته که این اتفاق افتاد دیگر نتوانستم مدیریتش کنم.
    دکتر رفتم وشبی نصف پاروکسات تجویز کردن که الان خواب وحالاتم بهتر شده.
    ولی یه مواقعی شدیدا افکار منفی که دیگه تاآخر همیجوری هستم و ….. میاد به ذهنم که ذهنم کلا قفل میشه و نمیتونم فکر کنم.
    به نظر شما راه درمان برای این موضوع هست؟

    • اون کاری که در ۵ سال گذشته کرده بودید یعنی ذهنتونو مدیریت میکردید خیلی خوب بوده و اون کارها رو باید ادامه بدید.بجای جنگ با پانیک،بهتره باهاش کنار بیایید

  29. سلام وقت بخیر من ۷ماهه استرس گرفتم از هر چیز کوچیک مثلا بحث یه نفر یا حال بد کسی یا گریه بچه و خیلی چیزای دیگه استرس میگیرم و موقع استرس احساس تنگی نفس میکنم و شبها خیلی سخت میخوابم و موقع استرس یهو حس میکنم قندم میوفته چون لبهام و صورتم سفید میشه ازمایش کلی هم انجام دادم مشکلی نداشتم بنظرتون به چه دکتری باید مراجعه کنم؟

  30. باسلام ووقت بخیر
    خانم بندهخیلی زود خشم هست وزد ازمسئله ای که پیش میاد عصبانی میشه واوایل خودشو میزد الان دیگه خیلی خیلی کم شده ولی به یکباره وقتی عصبانی میشه کنترشو ازدست میده ومهم نیست که چی میگه ونتایج حرفاش چیه ازاخلاقیات دیگش اینه که خیلی حواس پرت هست وچیزها را گم میکنه ازوسایل شخصی گرفته تا کارت ماشین وکارت سوخت و…ویه جورایی انگار فقط درحال زندگی میکنه و نه به آینده ونه به گذشته فکر نمیکنه ودوراندیش نیست وتمرکز حواس نداره.ازتون خواهش میکنم راهنماییم کنید که باید چیکارکنم .ضمنا درمشهد ساکن هستیم اگه مقدور نبود بیایم خدمت شما بفرمایید درمشهد به کجا مراجعه کنیم.متشکرم

  31. سلام خدمت دکتر،من ۲۷ سالمه و بیست ساله تیک عصبی شدید دارم کم و زیاد میشه مخصوصا تو ظریف کاری خیلی تشدید میشه به چند تا متخصص مغز و اعصاب و روان مراجعه کردم همشون داروهای آرامبخش و خواب آور دادن که فقط موقع داروها تیک نداشتم یا کم داشتم بعد از یکی دو روز اتمام داروها دوباره تیکم شروع میشد بخاطر تیک از پیشرفت و تمرکز داخل شغلها عقب موندم و یاد نمیگیرم.یدفعه به اندازه یه هفته سر سختانه جلوی تیک وایسادم و جلوشو گرفتم ولی عضلات بدنم گرفتن و منقبض شدن و مجبور شدم دوباره جلوش کوتاه بیام بنظرتون هیپنوتیزم درمانی اثر داره یا برم پیش روانشناس؟

    • امتحانش کنید شاید روی شما موثر باشه
      روانشناسی در درمان تیک کمک زیادی نمیتونه به شما بکنه ولی اگر حالات اضطرابی و خلقی دارید میتونه موثر باشه
      متاسفانه تیک خیلی سرسخته …همینکه کمی کنترلش کنید کافیه.دنبال ریشه کن کردنش نباشید
      داروهایی مثل هالوپریدول و پیموزاید بهتر از بقیه بودن

  32. سلام وقتتون بخیر ،مادر من خیلی عصبی هست و خیلی زود خشمگین میشه و کنترل صحبت خودش رو نداره و موقع عصبانیت هر حرفی رو میزنه و گاهی خودش و بقیه رو میزنه و هر اشتباهی که انجام میده قبول نمیکنه و دیگران رو سرزنش میکنه میخواستم بدونم باید پیش چه دکتری مراجعه کنیم دکتر مغز و اعصاب یا اعصاب و روان یا روانپزشک

  33. سلام. وقت بخیر. آقای دکتر من مدتهای زیادیه که دچارتنش اعصاب هستم واصلا نمیتونم هیچ مکالمه ای رو بدون ناراحتی وگله وشکایت به آخربرسونم. باهمسرخودم سالهادوست بودم وهمیشه حالت افسرده ونگرانی داشتم. ایشونم مثل خودم هستن کاملا بی میل برای ادامه زندگی. سیره سیر. وهمیشه جملاتی پرازسیاهی توی سرم میگذره. یک بارم رفتم پیش مشاور. البته موفقیت آمیز نبود. حوصله صحبت باهیچ کسی حتی مشاوروندارم. سالهاس دوستدارم فقط توی اتاقم بشینم خیره بشم به جایی.درهیچ کاری موفق نبودم شغلم رو بخاطر مشکلات عصبی از دست دادم. صدای اعضای خانواده ام برام زننده شده. فکرخلاصی ازدنیا امانموبریده. توی کارم موفق نبودم. مدام احساس حقارت وبیچارگی دارم. هیچ چیز زیبایی درونم وجودنداره.احتمالا برای نجات زندگیم نیاز به دارو دارم؟احتمالا میشه با شما در ایمیل یا واتساپ بیشتر صحبت کنم؟ نمیخوام برم دکترچون حتما خانوادم میفهمن و من اصلا نمیتونم تحمل کنم دیگران این موضوع رو بدونن.

    • بله در این مرحله بجز دارو روش موثر دیگه ای وجود نداره
      به نزدیکترین پزشک محلتون مراجعه کنید
      لازم نیست حتما روانپزشک باشه

  34. سلام و درود
    من ۳۲ سال سن دارم.چند ساله ازدواج کردم و یه پسر بچه چهار ساله دارم.پسرم بیش فعاله و خیلی شلوغ میکنه و رو مخ میره.من خودمم خیلی زود عصبانی میشم و از کوره در میرم .میخوام هی وانمود کنم که عصبانی نیستم ولی یهویی از کوره در میرم و شروع میکنم به کتک کاری پسرم .بعضی وقتا همسرم پا در میانی میکنه اونم کتک میزنم توی دوستان و آشنایان خیلی شوخ طبع و خوش خلقم ولی نمیدونم چرا توی خونه نمیتونم اینجور باشم.مشکلات و گرفتاری هم تا دلتون بخواد دارم.وقتی پسرمو کتک میزنم به نیم ساعت نکشیده به شدت پشیمون میشم.توی زندگی سر در گم و گیجم همیشه توی فکرم .زندگی رو برای خودم و اطرافیانم جهنم کردم.نمیدونم روانیم پرخاشگرم یاچی.تا کسی انتقادی بهم میکنه عصبانی میشم و شروع میکنم به فحاشی بخدا خودمم خسته شدم نمیخوام اینجور باشم.از یه طرفم پسرم بیش فعاله و حسابی کفرمو درمیاره.اینقدر تنبیهش کردم خودمم خسته شدم.آقای دکتر خواهش میکنم کمکم کنید زندگی بکامِ خودم و خانوادم شده زهر مار.خسته شدم بریدم راهنمایی کنید چیکار کنم.از همدان مزاحمتون میشم.تو رو خدا راهنماییم کنید

  35. سلام آقای دکتر. من خانمی سی ساله هستم میگرن دارم ازطرفی شدیداعصبی هستم ناامیدم انرژی برای انجام کارهای روزمره ندارم حتی حمام رفتن برام سخته همش میخورم میخوابم وقتایی هم که بیدارم فکرهای احمقانه مثل حرفای آزاردهنده اطرافیان درگذشتهویا مرگ پدر مادرو… به ذهنم میزنه فکرمیکنم به هیچ دردی نمی‌خورم. هرروزسردرددارم موقع عصبانیت کنترلموازدست میدم پسرموکتک میزنم یاچیزی میشکنم.

  36. سلام خسته نباشید .بابام ۷۰سالشه به بیماری کرونا مبتلا شده ،بیماریش بهبود یافته،اما از وقتی به این بیماری مبتلا شده اضطراب ،دلشوره ،بیقراری و بی خوابی داره ،بیش از حد بیقراره ،روانپزشک بردم این داروهارو براشون تجویز کرده اما تاثیر نداره فقط گیجش میکنه و خوابش نمیبره ، و بیقراره ،روانپزشک قرصهای بوسپیراکس ۵،کلونازپام،الانزاپین ،را براشون تجویز کرده،وقتی این داروها میخوره ،فقط گیج میشه ولی خوابش نمیبره،لطفا راهنماییم کنید باید چکار کنم ؟؟؟؟

  37. با سلام و خسته نباشید خدمت شما دکتر گرامی
    من مدت چند ساله که در خواب پرش داشتم تا اینکه از اردیبهشت امسال یعنی ۷ ماه پیش علائم دیگری هم بجز داد زدن توی خواب و پرش در طول روز به من اصافه شد علائمی مث استرس عجیب و اظطراب و دلشوره که باعث سرگیجه و منگی و حمله های پانیک هم می‌شد. تست خواب دادم و دکتر گفتن من مبتلا به پانیک هد شدم. ۶ ماه داروی ایمی پرامین و آلپرازولام مصرف میکنم وقتی قرص میخورم تعداد و شدت پرش ها در خوب من خیلی کم شده و اظطراب و حالت عجیب که باعث فلج شدن زندگیم شده و دچار حتی افسردگی هم شدم کمی کمتر شده و خیلی تغییر نکرده و به حالتی شده که دو روز حالم خوبه و دو روز حالم بد میشه و الان نمیدونم آیا کار درستی که تحت نظر متخصص مغز و اعصاب و متخصص خواب هستم یا خیر؟ چون علائم های عجیبی دارم که همه این ها رو دکتر میگن که علائم پانیک هستش… واقعا گیج شدم و نمیدونم چیکار کنم کل زندگیم دچار تعطیلی و کرختی شده خواهش میکنم راهنمایی کنید چیکار کنم

  38. سلام اقای دکتر من پسر ۲۷ساله دارم که ازبچه گی به دروغ گفتن ودزدی روی اورد اول گفتم اقتضای سنشه ولی به مرور زمان بیشتر شد باکلی حرف وتشویق و تنبیه نتونستم درستش کنم نمیدونم الان چیکارباید بکنم اگر امکان داره کمکم کنید

  39. با سلام خدمت شما. اولا میخواستم تشکر کنم که رایگان وقت میذارید و آگاهی میدید و این برای من از طرف یک پزشک، جالبه
    ثانیا مشکل من اینه که حدود ۱۵ ساله که وزوز گوش دارم و حدود ۲۰ ساله که مشکل کلیه دارم و یک سالی هم هست که مادرم مرحوم شده. خودم هم کلا جوشی و عصبی ام و کلا کلافه ام و زود با دیگران تند میشم و تحملم خیلی کمه. بنده باید پیش کدوم متخصص برم؟ و آیا داروهای گیاهی سنتی کفایت میکنه اگر تهیه کنم؟ در ضمن ۴۴ سالمه و شغلم پژوهشه. از لطفتون سپاسگزارم.

  40. سلام اقای دکتر.من خیلی زود جوش میارم و عصبانی میشم و وقتی که جوش میارم اصن نمیفهمم چه کاری میکنم و چه چیزی میگم.خیلی هم سریع یک حرفی یا رفتاری عصبی و دلخورم میکنه.ممنون میشم اگه راهنماییم کنینن.تشکر

  41. سلام آقای دکتر،قبل از هرچیز کمال تشکر از جنابعالی دارم بابت وقت وعلمی که دراختیار مردم میزارید،بنده ۴۲ساله هستم ومیتونم بگم از زمانی که به یاد دارم همیشه عصبی وپرخاشگر بودم هرچند هیچوقت برخورد فیزیکی نداشتم،ومتاسفانه بخاطر اینکه زود ازدواج کردم با مشکلات مادی زیادی مواجه شدم ورشکسته وبدهکارشدم ومجبورشدم حدود ۵سال دور ازخانواده در تهران کارکنم وبعد خانواده را پیش خودم آوردم،ازنظر مالی الان مشکل ندارم وتونستم خونه و ماشین وامکانات رفاهی مناسب برای خودم وخانواده فراهم کنم،الان ۳تا فرزند پسر ویه عروس دارم،ومتاسفانه فرزندانم دقیقا همون رفتار منو دارن،ولی مشکل اصلی من از پارسال که به یه مسافرت رفته بودیم وشب با سروصدای پسرم وخانمش بیدارشدم وشاهد درگیری فیزیکی اونا شدم وخیلی عصبانی شدم و قیضه با عصبانیت من تمام شد ولی من تاصبح نخوابیدم وهرچند ثانیه صدایی از مغزم میامد وسرگیجه داشتم،این مسئله چندروز ادامه داشت،به پزشک مراجعه کردم،نوار گوش ونوارمغز وام ار ای مغز توسط پزشکان مختلف گرفته شد و همه سالم بود،ولی این مشکل با کوچکترین ناراحتی وعصبانیتم شروع میشه،،متاسفانه سر پیش پا افتاده ترین مسائل بی خوابی واسترس شدید وبی اشتهایی وعصبانیت وپرخاش والبته همون سرگیجه وصدای مغز به سراغم میاد،از خانمم خجالت میکشم که منو تحمل میکنه،،لطفا اگه در تبریز دکتری میشناسین که میتونه مشکل منو حل کنه بهم معرفی کنید،بازهم از لطف شما متشکرم

  42. سلام وقت بخیر تروخدا کمکم کنید دوساله ازدواج کردم شوهرم سر هرچیز کوچیکی عصبی میشه خودشو میزنه چیزارو پرت میکنه گاهی وقتا منو میزنه بعد میگه اشتباه کردم و ببخشید من نمیدونم باید چیکار کنم

  43. سلام آقای دکتر اول از همه می خوام بگم من آدم آرومی هستم خیلی کم پیش میاد عصبی بشم یا صدام بالا بره حدود دو ماهی میشه هر وقت عصبی میشم تپش قلب شدید قرمز شدن کل صورتم لرزش صدا هنگام صحبت کردن یخ شدن دست ها پاها رو دارم و در آخر هم از این وضعیتم گریه ام میگیره من چم شده ممنون میشم راهنمایی کنین🙏🙏🙏تا الان دو باریه اینطوری شدم و رفته رفته هم داره بیشتر میشه ممنون میشم کمک کنین

    • یه حالت خفیف از مشکل در تطابق با شرایط فعلی زندگیتون ایجاد شده و انشالا قابل حله.هم به روانشناس و هم به روانپزشک میتونید مراجعه کنید

  44. سلام.من برادری دارم که به شدت عصبی و پرخاشگر.سنش ۲۶ ساله.از لحاظ ذهنی دچار معلولیت ذهنی هست ولی از لحاظ جسمی نه.میخوام اقدام به درمانش کنم.از کجا و چطور باید شروع کنم؟با من رابطه ی خوبی داره و یه جورایی حرف شنوی داره و میتونم راضیش کنم که هرکاری بکنه.ممنون میشم راهنماییم بفرمایین.سپاس

  45. سلام آقای دکتر لطفا راهنماییم کنید باید چیکار کنم،
    به شدت عصبی ام، جواب سوالات اطرافیانم رو همیشه نه، ولی اغلب با عصبانیت و داد جواب میدم، اما بعدش پشیمون میشم و گریه میکنم از اینکه خانوادم رو ناراحت کردم اما نمیتونم معذرت خواهی کنم و باز با بداخلاقی میخوام حس خودم رو سرکوب کنم، زندگی برام عذاب شده همش داخل گوشی ام و دلم میخواد از اطرافیانم فرار کنم و برم جایی که کسی نباشه
    باید چبکار کنم؟

  46. سلام.کنترل اعصاب ندارم کلا از صفر تا صدش فرق نداره ب هم میریزم و شروع ب دادو فریاد میکنم
    چیکار کنم بنطرتون خیلی زود از کوره در میرم و دستام شروع ب لرزیدن میکنن

  47. اقای دکتر من دوستم خودکشی کرده و یه سری علائم داره مثل لرزش و اینکه درست نمیتونه راه بره من باید ببرمش پیش چه دکتری و دقیقا چیکار کنم؟

  48. سلام
    من نمیتونم اعصاب خودمو تو هر شرایطی کنترل خیلی زود از کوره در میرم دنیال درمانم از اینکه بقیه به بد اعصاب بودن خطابم کنن متنفرم لطفا کمکم کنید

  49. سلام اقای دکتر، مادرم چند ماه پیش به خاطر یه سری از مسائل مالی، به شدت روحیه اش به هم ریخته و چند ماهی هست که دچار لرزش درونی و استرس شده اخیرا هم زیاد گریه میکنه. دائما دچار اضطرابه. چطور باید کمکش کنم. جدیدا هم پروپرانولول مصرف میکنه

  50. سلام اقای دکتر من دختر ۲۲ ساله هستم دوسال پیش زایمان سختی داشتم دکترم گفت بعد دوسال حمله های عصبی بهت دست خواد داشت الان ی مدتی میشه زود عصبی میشم از کتنرل خارج میشم حمله های عصبیم خیلی زیاد بعضی موقعه ب پسرم صدمه میزنم بعضی موقعه دوست دارم خودمو بگشم وقتی پسرمو میبینم عصبی میشم اقای دکتر میشه کمکم کنید واقعا نمیدونم چیکار کنم

    • خب شما یک نوع اختلال خلقی دارید که احتمالا با هورمونهای زنانه در ارتباطه
      حتما در شهر خودتون به پزشک مراجعه کنید و در قدم اول داروی مناسب خلق ازشون دریافت کنید

  51. سلام اقای دکتر من نمیتونم خشممو کنترل کنم خیلی خیلی عصبی هستم دارم ب اطرافیانم صدمه میزنم مخصوصا ب پسرم ک ۳ سالشه با کوچیک ترین کارش عصبی میشم تا بهش صدمه نزنم آروم نمیشم اصلا رازی نیستم زندگی کنم هر لحظه ک زندگی می کنم احساس می کنم تو زندان اسیرم با این ک زندگی خوبی دارم ولی دوست ندارم زنده باشم من نمیتونم خودمو کنترل کنم ب همسرم میگم ولی باورم نداره زود از کوره در میرم بعضی موقعه اطرافیانم میگن تیمارستانی واقعا نمی دونم چیکار کنم ب چ دکتری باید مراجعه کنم

  52. سلام اقای دکتر من چند وقتی هست ک تو خواب دستو پاهام بی حس میشن و از خواب میپرم تپش قلب شدید میگیرم نفسم میگیره بعد اینکه اب میخورم اروم میشم و در طول روز هم همش سرم درد میکنه کوشهام درد میکنه یک هفته ای هست ک این دارو رو استفاده میکنم.الپرازولام۵.ایا باید مراجعه کنم ب دکتر اگر بله ک ب من بگید چ دکتری باید برم ممنون میشم.

  53. با سلام خدمت استاد معظم؛ دختر بنده ۱۵ سال سن دارد ؛ زود عصبی می شه داد و
    فریاد راه می اندازه از همه چیز ناراضی است در آزمون ورود به مدارس خاص موفق نبوده به حرف های زشت و مبتذل در حضور اعضای خانواده اقدام می کند در روز ۱۰ ساعت با موبایل مشغوله سه چهار ماهی هم هست نسبت به انجام تکالیف روزمره و درسی بی توجه شده است لطفا راهنمایی بفرمائید دارای چه مشکل روحی شده است

  54. سلام اقای دکترسلامت باشین همیشه من خیلی زود عصبی میشم و زود جوش میارم سره هرحرفی چیکارکنم پیش مغزو اعصاب برم یا روانپزشک یا روانشناس توروخدا کمکم کنین یا نیاز نیس برم؟ درمانی راهی چیزی میدونین بگین بهم

  55. سلام آغای دکتر من دختری ۲۴ ساله هیتم مدام استرس آینده وخیلی چیزارودارم به طوری‌که‌خیلی شب ها با این استرس میخوابم هم چنین آدمم استرسی هستم و در جمع استرس‌میگیرم صدام میلرزه و نمیتونم عضلات صورتمو کنترل کنم ودر خیلی مواقع با شخصی که نمیشناسمش‌ و باهاش رود رو‌میشمهم اینجوری میشم میخوام بدونم شما چه راه حلی پیشنهاد‌میکنید

  56. سلام آقای دکتر،نمیدونم چرا ولی همیشه با مادر و خواهرم بحث میکنم،بیشتر اوقات هم به تلخی و ناراحتی کشیده میشه،که بعدش خودم پشیمون میشم،ولی از ته دل دوست ندارم کسی ازم ناراحت باشه اما چیکار کنم که زود از کوره در میرم،تحمل و طاقتم خیلی خیلی کمه،اولش که بحث میکنم نمیفهمم چی میگم اما بعدش که به خودم میام میگم عجب اشتباهی کردم اما دوباره یه بحث دیگه ایی بشه دوباره از کوره در میرم،انگار نمیدونم تکلیفم چیه با خودم چند چندم،میخوام چیکار کنم و…،اینم بگه هیچ علاقه جنسی به جنس مخالف ندارم،درصورتی که دلم نمیخواد اینجوری باشم،ولی بعضی وقتا که خودارضایی میکنم فیلمای همجنس بازی میبینم،احساس میکنم در کل از درون دگرگونم،فوق العاده آدم احساسی هستم،راستی یادم رفت بگم وقتی بحثی میشه که کسی یا کسایی از من ناراحت میشن،میرم عذرخواهی میکنم،اما یه روز دو روز بعدش دوباره اخلاقم سگی میشه،میشه راهنمایی کنید،چیکار کنم،پیش چه دکتری برم،چه بیماری دارم،ممنونتون میشم،تشکر.

  57. سلام
    با خانواده ام مشکل دارم و بسیار آزارم میدهد ، نمیدانم مسائلی که در ذهنم هست و آزارم میدهد واقعی است و یا من بدبین هستم ؟ حرفم و مشکلاتم را هم نمیتوانم با آرامش بیان‌کنم و موقع مطرح کردن منفجر میشوم و‌بدیهی است که نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم و همه در مقابلم جبهه میگیرند

  58. درود برشما.دختر۱۶ ساله ای دارم که بیشتر،اوقات اضطراب ودلهره دارد.به قول خودش صبحها اصلادلش نمی‌خواهد ازجایش بلند شود ازچیزهایی که هم سنهای او لذت می،برند برایش بی تفاوت است همیشه دنبال یک رفیق شش دنگ است.نگرانش هستم راهنمایی کنید.ضمنا یک روانپزشک حاذق درصورت نیاز معرفی کنید

  59. سلام آقای دکتر من یه پسر ۱۲ ساله دارم که از رعد و برق و باد و بارون شدید خیلی میترسه الان دو سه سالی هست که این طوری شده از اون موقع که که چند شهر سیل اومد این طوری شده پیش مشاور بردم ولی تاثیری نداشت به قدری استرس میگیره که بالا میاره و هیچ چیزی نمی تونه بخوره ازتون خواهش میکنم که کمکم کنیم

  60. سلام آقای دکتر خسته نباشید ببخشید من جدیدا سر چیزهای الکی و پیش پا افتاده خیلی عصبی میشم و داد و بیداد میکنم و نمیتونم رفتارمو کنترل کنم و حرفای بدی میزنم و کینه ای و حرف حرف خودمه بعد که اروم میشم پشیمون میشم میخواستم ببینم دارویی هست که بدون تجویز پزشک خریداری کرد یا باید پیش روانشناس برم؟

  61. سلام آقای دکتر من آدم بسیار مهربانی هستم اما خیلی زود سر مسائل کوچک و بزرگ و حتی چیزهایی که به من مربوط نمیشه اعصبانی میشم شدت اعصبانیتم به حدی که به زمین و زمان فحش میدم و به خودم و وسایلم آسیب میزنم با همه همکاران خانواده و حتی زنم دعوام میشه و بحث میکنم تو هر چی هم حتی با این که میدونم حق نیستم اما جوری رفتار میکنم که انگار حق با منه بعد فرو کش شدن عصبانیتم میرم و از همه معذرت خواهی میکنم و تو دلم احساس گناه میکنم آیا من درمان میشم میترسم برم روانپزشک بگن دیونه هست چیکار کنم میترسم دارو بده بدتر بشه بشم یه آدم به درد نخور چیکار کنم تو رو خدا کمکم کنید

    • شما از لحاظ شخصیت شناسی جزو گروهی از مردان هستید که به پوسیدون posidone معروفند .که از یک سو دریای محبت و علاقه اند و از سوی دیگر آتشفشان خشم و انتقام
      و از لحاظ بالینی دچار نوسانات خلقی یا mood swing هستید که یه حالت
      و دوقطبی خفیفه
      و همینطور حالت تکانشگری هم دارید
      هم دارویی باید درمان شید و در وهله اول داروی سروتونینی و آرامبخشهای خفیف بگیرید
      و هم باید خودتون روی شخصیتتون کار کنید
      ورزش کنید …کار کنید یه نوع کاری که خشمتون در اون کار تخلیه بشه
      کتاب و شعر و رمان و ادبیات بخونید تا احساساتتون بطریق سالمی ابراز و بیان بشه
      مهارتهای کلامیتونو باید افزایش بدید تا بجای خشم طوفانی با گفتگوی دیپلماتیک قدرت قانع کردن دیگران رو داشته باشید
      مخصوصا در مقابل انسانهای حساس و همینطور خانمها باید نرمی بیشتری در کلام از خودتون نشون بدید تا دل دیگران رو نشکنید

      • سلام آقای دکتر بنده در شرف ازدواجم متوجه شدم دوتا از برادرای خواستگارم خودکشی کردن سر عشق و عاشقی جفتشونم تو یه سال ممکنه این دوتا تحت تاثیر هم قرار گرفته باشن یا این مشکل میتونه ژنیتیکی باشه؟

  62. سلام آقای دکتر
    من ۳۳ ساله هستم و ۲ دختر کوچیک با فاصله سنی ۲ سال دارم یکی ۳ ساله و دیگری ۱۰ ماهه. من قبل از ازدواج بسیار آدم آرومی بودم پیش چند مشاور و روان شناس رفتم و بهم گفته بودن استرس و اضطراب دارم ولی این از رفتار و ظاهرم معلوم نبود و خودم و اطرافیانم متوجه نمیشدیم انقدر آروم بودم که به ندرت عصبانی میشدم ولی الان حدود ۵ سال ازدواج کردم همسرم فشار روم خیلی میآره و همه چیز منو کنترل میکنه و همه وسایل خونه داخل کابینت ها و همه جا رو بررسی میکنه وهمه چیز رو جابجا میکنه یا چیزی زیادتر باشه میگه بدیم به آدم نیازمند و الان از جهیزیه من فقط و فقط ۳۰ درصدش باقی موندهو همه رو به خیریه و نیازمند دادیم. سر کوچکترین مسئله با من بحث و جدل میکنه و به حدی رسیده که من رو به شدت عصبی میکنه. دائم سراغ گوشیم میره و پیام هامو میخونه. شکاک نیست بیشتر میخواد بدونه در گروه خانواده من چخبره و یا با دوستام چه مکالماتی داشتم و بعدم میاد میگه چرا اینا رو گفتی و یا گفتن و… و دو باره ساعتها درباره اونها باهام کل کل میکنه و رفتارهایی از این قبیل برای همین مجبورم پیام هامو پاک کنم. اما سوال اصلیم الان خودم هستم به شدت آدم عصبی و پرخاشگری شدم سر کوچکترین مسئله ای اعصابم خرد میشه و داد میزنم بخصوص سر بچه هام. دخترم مدتی دچار لکنت شده بود از بس سر چیزای کوچیک باهاش دعوا میکردم یا گاهی میبینم سر خواهر کوچیکش داد میزنه و گاهی هم کتکش میزنه و دقیقا همون حرفایی که من میزنم رو به خواهرش میگه. الان به ندرت پیش میاد عصبانی نشم. بیرون از فضای خونه خوبم ولی تا پامو میذارم خونه عصبی میشم. اون لحظه ای که سر دخترم داد میزنم دقیقا میدونم کار کاملا اشتباهیه و مسئله مهمی نیست ولی نمیتونم خودم رو کنترل کنم… ممکنه این مشکلم بخاطر فشاری باشه که همسرم بهم وارد میکنه یا ریشه در گذشته من داره؟ باید چیکار کنم؟ من نگران بچه هام هستم … اصلا زا زندگیم راضی نیستم و از انتخابم ولی بخاطر بچه هام دارم تحمل میکنم باید چیکار کنم که بچه هام آسیبی نبینن؟

    • بهترین کار اینه که تا به مرز فروپاشی نرسیدید تشریف ببرید مشاوره ی زوج درمانی…انشالا در اونجا رفتارهای هردوتون اصلاح خواهد شد

  63. سلام وقت بخیر
    من ۳۱ سال سن دارم که زود عصبی میشم و بلافاصله اروم میشم
    فشار خون هم دارم که دکترا گفتن از استرس و ارثی هستش و به من قرص اتنولول ۵۰ میخورم فشارم میزان ولی استرس میگیرم میره بالا که دکترا سیتالوپرام۲۰ میخوردم که بعد شش ماه دکتر قطع کرد وبعد از شش ماه دوباره استرس گرفتم سترالین ۵۰ نصف میخوردم اونم بعد شش ماه دوباره قطع کرد و شبا از خواب میپرم تپش قلب میگیرم و در ضمن از بچگی عادت دارم پاهامو تکون بدم وقتی تکون نمیدم عصبی میشم
    به یک مشکل زیاد فکر میکنم زود جوش هم هستم
    فشار خونمم تو خانه که میگیرم میزان ولی دکتر که میرم فشارم به شدت افزایش پیدا میکنه
    میخوام بدونم اینا همه از استرس هست یا مشکل دیگه ای داره

  64. سلام اقای دکتر من یه مدته همش فکرای بد میاد تو ذهنم فکر می کنم قرار یه اتفاق بد برا خودم یا عزیزام بیفته انقدر فکر می کنم که یه رگی از طرف راست سرم شدید درد می گیره ودردش تا گردنم میاد خیلی استرس واضطراب دارم طوری که وقتی میرم تو یه جمعی عرق می کنم سرگیجه می گیرم انگار که فشارم می افته بدنم بی حس می شه فقط وقتی تو یه جمع هستم یا جای میرم این حال بهم دس میده همیشه ام سردرد دارم میشه راهنماییم کنید ممکنه از اعصاب باشه تپش قلب می گیرم حس می کنم نفس تنگی دارم تو جمع اصلا نمی تونم باشم با خودم فکر می کنم الان از حال می رم الان قش می کنم انقدر می ترسم از این که بی حال بشم، یه دفعه سر گیجه می گیرم انگار که آزمایش خون دادم بدنم کلا خالی میکنه بی حال می شم وقتی ام تو خونه ام کسی نیس که استرس و اضطراب بگیرم فکرای بد ودلشوره ودلهر میاد سراغم بیشترشب اینجوریم انقدر فکر می کنم قرار اتفاق بدی بیفته به سختی خوابم میبره بعد شب خواب آشفته بد می بینم دیگه میترسم بخوابم ۲۵ ساله هستم یه بچه ۴ ساله ام دارم هیچ کم وکسری ام تو زندگیم ندارم شوهرم هم آدم خوبیه، نمیدونم چرا اینجوری شدم الان مدتی که تصمیم گرفتم باردارشم ولی از وقتی که اینجوری شدم می ترسم لطفا راهنماییم کنید.ممنونم

    • بله دیگه .وقتی میگیم استرس و اضطراب تمام علائم جسمی رو تقلید میکنه یعنی همین دیگه
      شاید باورش سخت باشه که یه علامت جسمی منشا روحی روانی داشته باشه.و وقتی پزشکان در رشته های مختلف به بیماران میگن این مشکل تو از سیستم عصبی و روانیته،دیر باور و قبول میکنند
      ماها همه باید کاری کنیم که ارامش و سلامت روانی داشته باشیم.برای حفظ ارامش درونیمون باید تلاش کنیم
      قرص خوردن کمترین کاریه که باید انجام بدیم.بیشتر باید سبک زندگیمونو اصلاح کنیم و از هرج و مرج دور بشیم.از افکار منفی از آدمهای منفی

  65. سلام دکتر برادر ۳۹ سالشه و ما ۹ ماه میشه که مادرمون به خاطر کرونا رو از دست دادیم، ایشون توهم بیماری گرفته انگار همش دکترهای مختلف میره و داروها رو نمیخوره و دکتر بعدی. اسکن، سونوگرافی ، آندوسکوپی همه چی رو انجام داده و از نظر جسمی سالمه خدا رو شکر ولی باز دنبال مریضی میگرده میگه نفس نمیتونم راحت بکشم، قفسه سینم درد میگیره و …
    حالا آخرین دکتر بهشون گفته بدو پیش دکتر مغز و اعصاب، میخواستم ببینم شما چه پیشنهادی دارین براش چون واقعا حالش خوب نیس. ممنون

  66. سلام خسته نباشید
    ۲۳ سالمه یه مدته خیلی سریع عصبی میشم و حوصله انجام هیچکارو ندارم. حتی کوچیکترین حرف عصبیم میکنه. چیکار باید بکنم دارم نزدیکامو از خودم دور میکنم.
    باید به روانشناس یا روان پزشک مراجعه کنم؟

  67. سلام وقت بخیر آقای دکتر من خیلی زود اعصابی میشم با تندی جواب میدم چیکار کنم توی کرج دکتر میشناسین معرفی کنید برم پیششون

  68. سلام وقتتون بخیر ، آقای دکتر ۲۴ سالمه مشکل ضعف اراده دارم هر کاری رو اولش با شور و شوق شروع میکنم اما به پایان نمیرسونم و زود خسته میشم و دیگه تمایلی یه انجام دادن کار مورد علاقم ندارم اگه بخوام بشمرم از بچگی چه رشته ها و ورزش ها و هنرهایی رو با علاقه شروع کردم اما وسطاش ول کردم تا شب طول میکشه، اینطوری اگه پیش بره تو هیچ زمینه‌ای موفق نمیشم ، و اینکه کمی راجب مسائل ریز و روزمره حواس پرتم و وسواس فکری هم دارم یکم ، ممکنه راهنمایی بفرمایین که چیکار باید بکنم؟ به روانشناس باید کراجعه کنم یا روانپزشک؟؟؟

  69. سلام آقای دکتر وقت بخیر من مردی ۳۹ ساله هستم که سالهاس استرس و ترس از دست دادن عزیزانم رو دارم همیشه ذهنم و مغزم در حالت آماده باش کامل هست و همیشه تو ذهنم این هست که الانه که یه اتفاق بد میفته ، الانه که یه خبر بد میشنوم ، آروم و قرار ندارم ، شبها خواب راحت ندارم با کوچکترین صدا با وحشت از خواب میپرم و به سرعت به بیرون از اتاقم میرم و میپرسم چی شده ؟ کسی طوریش شده ؟ افکار منفی زیاد به ذهنم میاد مثل آتیش گرفتن خونه ، فوت یکی بستگانم و… در خونه که زده میشه استرس میگیرم ، تلفنم که زنگ میخوره اگه برادر یا خواهرم باشه استرس میگیرم فکر میکنم الان یه خبر بد بهم میدن ، اینم بگم که بشدت به مادرم وابسته هستم و همیشه این و به خودم میگم روز فوت ایشون آخرین روز زندگی منه

  70. سلام دکتر یکی از بستگان دچار بیماری دوقطبی هستش نگران رفتار فرزند ۲۰ ساله اش هست .اخیرا” گاهی اوقات پرخاشگری وبعضی از وسایل خانه را تخریب کرده مثلا” شکستن درب وآینه
    آیا درمانی دارد؟ البته دکترش آقای گلچین بوده ولی بنده که عموی بیمارستان خیلی نگرانش هستم می خواهم دکترش را عوض کنم. بیماره دوقطبی واقعا درمان داره .
    بیماره بی قراره و همش درحال راه رفتن می باشند وگاهی اوقات باخودش هم حرف میزنه خیلی نگرانم میتونید راهنمایی کنید

    • دکتر گلچین در دوران دانشگاه استاد بسیاری از ماها بوده اند
      از ایشون بهتر چه کسی رو میخواهید پیدا کنید
      به فکر بستری بیمارتون باشید
      بیماران دو قطبی باید در کلینیک یک بیمارستان ویزیت بشن.در مطبها کاری نمیشه براشون انجام داد

  71. سلام و عرض احترام
    بنده از زود جوشی و پایین بودن استانه تحمل بسیار رنج میبرم و با کوچکترین اشتباهات همسرم بدنم لخت و بی حس و تنگی نفس میگیرم عضلاتم منقبض میشود قبلا پنیک داشتم که درمان شده اما این اتفاق درونم فعلا نهادینه شده و به شدت ازارم میده ۵ساله.ایا دارو باید بخورم ؟

  72. سلام وقت بخیر.من حدودا ۳ ماهه بدن درد موضعی در قسمت های مختلف و رندوم بدن داشتم،سردرد اسپاسم و تپش قلب و تنگی نفس موقتی هم در کنارش گاهی داشتم.انواع ازمایش هارو دادم اندام های مختلف رو بررسی کردن همه سالم بودن.گفتن اینا همه بخاطر استرسه و ریشه عصبی داره.خواستم ببینم باید به چه دکتری مراجعه کنم.

  73. سلام خسته نباشین من خیلی زود عصبانی میشم و داد و بیداد راه میندازم ولی فورا پشیمون میشم با قرص سرترالین کلا آدم آرومی میشم ولی خیلی سال هست ک مصرف میکنم و چون میخوام بچه دار شم و تو دوران بارداریو شیردهی نمیتونم بخورم الان توی دوراهی گیرافتادم ک بخورم یا نه واقعا زندگیم ب خاطر اعصابم داره از هم میپاشه ب نظرتون چکار کنم

  74. سلام جناب دکتر وقت بخیر . خانمی ۳۱ ساله هستم ۳ ساله ازدواج کردم در گذشته زندگی خانوادگی متشنجی داشتیم و همیشه تو مشاجره و دعوا بزرگ شدیم دو تا از خواهرهام مریض شدند و قرص اعصاب میخورند منم تو زندگی شخصیم بحران کم نداشتم . مسعله ای که خیلی رنج میبرم ازش اینه که موقع عصبانیت و مشاجره دستام چنگ میشن انگار فلج میشن ، نفسام به شماره میفته و به سختی نفس میکشم تپش قلبم خیلی میره بالا و جیغ های بنفش و بدی میزنم و تا مرز سکته پیش میرم ، واکنشم نسبت به موضوعی که ناراحتم کرده خیلی افراطی و غیرعادیه . کم کاری تیرویید هم دارم که با دارو کنترل شده ازمایش دوره ای هم میدم. چه دارویی بخورم موقع عصبانیت و جر و بحث ؟ که عوارض بد و وابستگی نداشته باشه؟

  75. سلام اقای دکتر من از زمان مجردیم یک فرد عصبی بودم سرکوچکترین موضوع از کوره درمیرفتم بعدازازدواج این مشکلم بدتر شده علی الخصوص بعداز بچه دارشدن پسرم ۶سالشه و میره پیش دبستانی ومشکل عدم توجه تمرکز داره باوجود اینکه میدونم بچم همچین مشکلی داره بهش سخت میگیرم یعنی اصلا دست خودم نیست ازش خواستم حرف ج رو از رو نوشته ی من تقلید کنه و بنویسه نتونست و من کنترلم رو از دست دادم وزدمش خیلی دلم میخاس خفش کنم درسته الان خیلی پشیمونم ولی اون لحطه اصلا نتونستم خودم رو کنترل کنم الان اینقدر درمانده شدم دوس دارم بذارم برم جایی ک هیچکس نتونه پیدام کنه احساس میکنم بودنم توزندگی بچم براش خوب نیس ودارم عصبی بودن رو بهش یاد میدم بودن من براش مثل سمه همسرم هم خیلی مراعاتم رو میکنه ولی رفتارم با اون هم خوب نیس صبحا دوس ندارم از خواب بیدار شم حوصله ی هیچکس و هیچ چیزی رو ندارم انتظارات بیجا از همسرم دارم ک اگه انجام نده از کوره درمیرم ک بعد چند ساعت پشیمون میشم

  76. سلام آقای دکتر وقتتون بخیر.دختری ۲۰ساله و مجرد هستم از بچگی اضطراب شدید داشتم و انگار از همون زمان تویه وجودم نهادینه شده، الان به حدی رسیدم که با خانواده ام وقتی غذاهم می خوریم استرس دارم ،موقع خواب،دانشگاه،خونه اقوام،پدربزرگ خاله عمو دایی دوستام طوریه که میخوام بریم بیرون برای تفریح بهم اصلا خوش نمیگذره دائم تپش قلب و حالت تهوع دارم در حد چند قاشق غذا میخورم و الان وزنم به۳۶رسیده.بیماری جسمانی نداشتم نوار قلب چکاپ سونو هر چی فکرشو بکنید پیش پزشک رفتم متوجه مشکلم نشدن. اینقدر رنگ و روم زرده که ادمایه اطرافم میپرسن چشه. تو این چهارسال اخیر ی مدت از استرس ارتروز فک گرفتم ک خوب شد بادکتر رفتن.ی مدت روی ادرارم کنترل نداشتم اونم خوب شدش خداروشکر هرچی بیشتر میگذره این اثراتش روی جسمم بیشتر تاثیر میزاره الان هم متاسفانه پریودیم شده و هیچ مشکلیم ندارم واقعیتش پیش دکتر زنان رفتم.وقتی ۱۷ سالن بود در یک هفته دوبا تجربه خودکشی با قرص و داشتم الانم گاهی اوقات خیلی ترغیب میشم اینکارو بکنم .و این روزا کلا اینقدر حالم از جسمی و روحی افتضاح احساس میکنم الاناس دیگه بمیرم برای همین بی انگیزه ترم شدم تو این یه هفته به اندازه ۹ ساعت فقط بلند شده یا نشسته بودم دائما دراز کشیده م.و اینکه بگم از تاریکی خیلی میترسم و خوابایه فوق العاده بدی میبینم و اکثرا تا ساعت ۵صبح بیدارم..
    از گرایش خودم اگاهی ندارم تازگیا با ی دختر قرار میزارم.از مردا متنفرشدم
    چندسالیه خودارضایی میکنم و بخاطر روابط جنسی ناموفقی که داشتم و سو استفاده(نه تجاوز)گرایشم ب کل ب مردا از بین رفته
    الان من چیکار کنم؟
    البته خیلی از چیزایه دیگه بود ک نگفتم..

  77. سلام وقتتون بخیر
    من۳۴سالمه ده سال اعتیاد به تریاک و متادون داشتم و سه سالشم ریتالین و دو سه ماه شیشه کشیدم الان یکسال و نیم هستش ک پاکم ولی از لحاظ روانی داغوانم فکرم میره (افکار منفی)روی چیزی تا دو سه ماه باهامه حتی توی خوابم فکرام رو میبینم نسبت به اعضای خانوادم بدگمان شدم و شدیدن این فک در طول دوسه ماهه اخیر اذیتم میکنه که باعث اضطراب و ترس و حتی تیک پلکم شده .دکتر آیا برای من به واسطه مواد مخدر مشکل برام پیش اومده چه مشکلی؟نیاز به دکتر دارم؟میترسم ک داروها باز اعتیاد دارن.لطفا کمکم کنید.

    • بله متاسفانه داروهای محرک ذهن شما رو به سمت پارانوئیا سوق داده.ولی خب نگران نباشید یکی دو سال داروی ضد بدبینی مصرف کنید انشالا جلوش گرفته میشه

  78. سلام اقای دکتر تازگیا از وقتی عقد کردم وقتی میرم خونه مادر شوهرم استرس و ضطراب شدیدی میگیرم تاحدی ک دستام میلرزه نمیتونم چای بخورم یا صدام میلرزه یا سرم درصورتیک درحالت عادی اینجور نمیشم ابروم درخطره نمیتدنم خودمو کنترل کنم کمکم کنید لطفا

    • خب توی اون محیط اضطراب اجتماعی شدیدی میگیری.باید قبل از رفتن به اونجا یه ارامبخش قوی مثل الپرازولام برای شما تجویز بشه.تا بعد سرفرصت از مشاوره کمک بگیرید.همسرتون هم باید در مشاوره حضور داشته باشه و همکاری کنه…

  79. سلام آقای دکتر من ۱۹سالمه مادرم سال ها هست که افسردگی شدید داره و همیشه باعث میشه توی خونه دعوا بشه یا کار هوایی می‌کنه که باعث استرس و اضطراب شدید من میشه من بعد از کنکور یک مدت خیلی عصبی بودم چون حال مادرم خوب نبود کار های خونه به دوش من بود و باعث شد نتونم درست درس بخونم رشته ای که میخواستم قبول نشدم رفتار اطرافیانم هم باعث شد خیلی ناراحت بشم از بعد اعلام نتایج بسیار عصبی و مضطرب هستم با افراد به راحتی ارتباط میگیرم صحبت میکنم اما وقتی تنها میشم یهو گریه میکنم احساس خستگی و ناراحتی دارم و هر بار که مادرم کاری می‌کنه استرسم بیشتر میشه آرامش ندارم احساس بدی دارم چکار کنم نمی‌خوام خانوادم بفهمن چطور میتونم خودم درمان کنم ؟ لطفا کمکم کنید

  80. سلام اقای دکتر
    من۲۲سالمه ب مدت دو سال‌نیم با همکلاسم در ارتباطم،همدیگرو خواستیم ب خانواده گفتم‌ ب مدت یک سال نیم منو پیچوندن هر دفعه ک بحث میکردم میگفتن باشه اما هیچ حرکتی نمیکردن،منم هر سری این فکر ب ذهنم میومد ک منو دارن میپیچونن،برای حرفم ارزشی قائل نمیشن ب مرور زمان عصبی شدم کنترلم دست خودم نیست تا بحثی بشه هر فکری ب سرم میزنه دیگه مثل سابق نیستم ادمی شدم عصبی اخمو خشک بدون امید ب اینده،شب ها فکرایی میزنه سرم مثل رفتن از‌خونه،خودکشی و.‌..توی خیابان کافیه ماشینی بوق بزنه از کوره در میرم و…همه مشکلات از‌چشم پدرم میبینم اونو مقصر‌میدونم بهشم گفتم مدتیه باهاش صحبت نمیکنم دلم میخاد نبینمش دور‌باشم ازش.من دچار‌ مشکلی شدم؟افسردگی گرفتم؟باید پیش چ دکتری مراجعه کنم؟

    • خب شما دچار تعارض و اختلاف دیدگاه با پدرت هستی که این باید بطور مسالمت امیز و با ارامش در جلسات مشاوره حل بشه.پس لطفا به مشاور مراجعه کنید.منتهی اون قسمت زودرنجی و عصبانیت شما هم نیاز به درمان دارویی داره

  81. سلام وقت بخیر
    دکتر عزیز جوانی ۳۲ساله هستم زورنج وعصبی هستم بیشتر درونگرا وبروز نمیدم ناراحتیمو
    خیلی اروم ومثبت گرام وخیلی بدشانس باتوجه ب گذشته ونشدها وتجربیات تلخم وبراورد نشدن انتظاراتم الان به خط قرمز یه مسائلی رسیدم مثال ناموفق بودن در پیداکردن شغل که در تنهایی که بیشتر ب این مسائل فکر میکنم دچار اضطراب استرس شدید میشم جوری که قفسه سینم سنگین میشه وبا نفس عمیق وسرگرم کردن خودم خودمو اروم میکنم مسئله مهم برام این وسط اینه که چون تقریبا زمان زیادیه این شرایطو تحمل نیکنم وسرکوفت میدم تا ایکه اتفاق خوبی برام رخ بده وسراغ دارو و وابستگی خاص دارویی نرم آیا روند درستی رو پیش میرم ویا این تحمل واین سرکوفت ب مرور باعث مشکل قلبی وسایر اعضای مرطبت میشه یا ن
    ممنون وسپاسگذارم 🙏

    • افرین که اینهمه قدرت تاب اوری داری و با تکنیکهای خوبی با مشکلات مقابله میکنی…امیدوارم مشکلاتت کم بشه و بزودی گشایش در شغل و زندگی برات رخ بده
      ولی اگر تا اون زمان حس کردی قدرت تحملت کم شده و دیگه اون روشها جواب نمیده برای مدت ۳ تا ۶ ماه از داروی سروتونینی میتونی استفاده کنی

  82. سلام اقای دکتر
    من یه مشکل بزرگی دارم که زندگیمو کلا مختل کرده اینه ک همش ترس دارم و اضطراب و مسائل کوچیکو بزرگ میکنم و انقدر میشینم راجب یه موضوع بد فکر میکنم که شاید یه اتفاق مسخره و کوچیکو به یه مشکل بزرگ تبدیل میکنم
    همش خودمو سرزنش میکنم یک دقیقه خوشحالم یک دقیقه به شدت خلقیاتم بهم میریزه و ناراحت میشم
    خیلی ادم حساسی هستم و جزئی بین و باعث میشه مسائل کوچیکو بزرگ کنم
    باید چیکار کنم ؟ پیش روانشناس برم یا روانپزشک ؟ یا این که خودتون میتونین دارویی بگین مصرف کنم ؟
    ممنون میشم پاسخ بدین

  83. سلام ۸ سالی میشه که تحت نظر روانپزشکهای مختلف بودم و الان ۵ ساله که تحت نظر یه روانپزشکم ومشکلات زیادی دارم که حل نشده و هر کسی هم یه تشخیصی داد یکی گفت اوتیسم خفیف،یکی گفت وسواس فکری،همین دکترم گفت افسردگی بزرگ و شخصیت ناپخته،و قرصهای مختلفی رومن امتحان کردن حتی بستری و شوک درمانی هم انجام دادم یه زمانی خوب بودم از لحاظ روحی ولی الان مشکلاتی که دارم اینه که تا ۴صبح بیدارم خابم نمی‌بره و بعد تا۴ بعدظهر خابم بین خابم هم چندبار بیدار میشم دارو هم الانزاپین۵ شبی ۱عدد و سرترالین۵۰ هم روزی دوعدد میخورم چندساله پاهامو هم خیلی تکون میدم قطع نمیشه بعد اینکه مشکلات ذهنی و فکری،ارتباط با مردم،ترس و دلهره،مشکلات جسمی و خستگی هم دارم نمیدونم دیگه چیکار کنم راهنمایی میکنید برای تشخیص قطعی به چه دکتری مراجعه کنم؟

    • باور کنید رسیدن به یک کلمه ی تشخیصی دردی از شما دوا نمیکنه…اول و اخرش همین قرصایی رو باید بخورید که تا الان خوردید…فقط پولتون هدر میره …داروهای روانپزشکی همینها هستن…چیز پنهانی وجود نداره….همین ضدافسردگیها و ضد اضطرابها و ضد افکار مزاحم…چه ایران چه خارج از ایران ،اسمون ِ داروهای روانپزشکی همین رنگیه
      دنبال اون کلمه ی تشخیص نباش.تاثیری در درمان شما نداره
      در عوض یه مقدار از روشهای تغییر رفتار و تغییر باورها و شناختهای ذهنیت استفاده کن و در دوره ها و کلاسهای روانشناسی شرکت کن

      • آقای دکتر مطمئنم که این ظعف و بیحالی و کسالت یه چیزی هست که درمان نشده میتونه بیماری دیگه ای باشه یا مشکل فکری و ذهنی که حتی یکبارهم تست هوش نگرفتن که ببینن چطورم یا حتی مشکل خواب که دارم رو هم نمیشه درمان کرد عجیبه واقعا؟ با رفتار درمانی و…که نمیشه خواب رو درست کرد میخاستم که راهنمایی کنید کدوم مرکز برم این مشکلات رو برطرف کنم و مطمئنم که مشکل جدیه که منو از کار و همه چی انداخته فقط خابم.

        • بهر حال نظر من اینه که از لحاظ دارویی دارید درمان مناسب رو میگیرید
          تست هوش و ده ها تست دیگه هم نمیتونه مشکل شما رو برطرف کنه بلکه یک وسواس فکری جدید هم به شما اضافه میکنه
          شما تشریف ببرید یکی از مراکز مشاوره و بگید که شما رو از نوع ارزیابی کنند و تله ها و طرحواره های ذهنی شما رو به شما اعلام کنند و رواندرمانی انجام بدن
          با اصلاح سبک زندگی و رفتاردرمانی خوابتون خوب میشه

          • و حتی جوریم که میرم دکتر که مشکلات جسمی رو پیدا کنم و مطمئنم که مشکله جسمی دارم که اصلا حال و اراده هیچ کاری رو ندارم و همش خسته و بی حالم.
            چون تو اینترنتم دیدم که مشکلات کم خونی،تیرویید،روماتوئید،مشکلات قلبی،کبد و کلیه باعث این مشکلات میشه.و مشکلات خواب هم میگن علل مختلفی داره مثل آپنه خواب،پولیپ بینی که دارمو…که همین هم آزمایش‌های مختلف داره مثل رفتن به مرکز خواب که وتست آنسفالوگرافی و… که هیچ کدوم از این تستها رو به غیر از آزمایش خون که کامل نبود انجام ندادن میخام در این مورد راهی جلوم بزارید از کار و زندگی افتادم

  84. سلام،وقتتون ب خیر،ببخشید بنده در انجام کارهام اکثر اوقات دچار استرس،اضطراب،نگرانی هستم.ب نحوی ک از شدت استرس تمرکزم رو از دست میدم،حافظم مختل میشه و پرخاشگر و عصبی میشوم.مشکل بنده چیست و ایا نیاز ب پزشک خاصی دارم یا خیر؟اگر نیاز دارم پیش چه پزشکی باید بروم و چ مدت طول درمان دارد؟قرص فلوکساتین۲۰ میتواند کمک کند و موثر باشد.ممنون میشم اگر پاسخم را بدهید.سپاس

  85. با سلام لطفا جواب سوال منو بدیدخیلی مهمه و وقتم محدود.کنکوری هستم و مدت ۵ ماهه که موقع درس خوندنن به بعضی مطالب ساده گیرمیدم و دست بردار نیستم. اخیرا به روانپزشک مراجعه و تشخیص وسواس فکری بوده ۲هفته اول صبح اسنترا نصف قرص و بعد یک قرص ۱۰۰ میلی و شب نصف قرص بوسپیرون .دکترروانشناس که۵ماهه پیشش میرم میگه که به دارو نیاز ندارم و کنکور رو که بدم مشکلم حل میشه.هنوز دارو شروع نکردم آیا دارو میتونه بمن کمک کنه یا اینکه بیشتر فرصت تمرکز و مطالعه ام رو از بین میبره چون تا کنکور ۴ ماه بیشتر نمونده . ممنون

    • بنظرم سودش بیشتر از ضررشه.ولی خب شما خودت امتحان کن
      البته باید بدونی که دو هفته ی اول بیشتر عوارض دارو رو خواهی دید و باید صبر کنی تا سودش مشخص بشه

  86. سلام دکتر
    من یه دختر ۱۸ساله ام من همش مرگ یکی از عزیزانم یا کل خانوادمو تصور میکنم بعد میشینم برای اونا زارزار گریه میکنم معمولا هم خودمو برای مرگ اونا مقصر میدونم و همیشه در همه حال عذاب وحدان دارم حس میکنم بپه خوبی برای خانواده نبودم احساس میکنم خیلی پوچ و بی مصرفم مدام راه میرمو باخودم حرف میزنم) البته بقیه فکرمیکنن که باخودم حرف میزنم اگا درواقع من با شخصیتهای خیالی و حتی واقعی که الان در اینجا حضور ندارن حرف میزنم مثلا ما خانوادگی درحال غذاخوردنیم یهو حس میکنم اینا همه مُردن و من دارم تنها عذا میخورم یا خودمو در شرایطی ک هرگز نبودم و نخواهم بود تصور میکنم حدودا ۳سالی هست که حس میکنم یک انسان(نمیدونم دختر یا پسر جون جزئیاتش رو نمیبینم) منو زیر نظر داره و من اوایل ازش میترسیدم اما اون درهمه زندگی من حضور داره سرسفره تو اتاق موقع درس خوندن درجای جای خونه اون هست من فقط میبینمشو بعدا ک دی م خطری نداره و اصلا حرف نمیزنه و حرکتی خطر امیزی نداره من باهاش حرف نیزدم و از طرف اون هگ باخودم حرف میزدم بعد الان حدود ۷_۸ماهه که حس میکنم موجوداتی غیر انسانی مثلا ادم فضایی ها رو میبینم تو خونه از لین ور به اون ور میرن اونا یه گروه ۵نفره اند و تماما سفید با سرهای بیضی یکی دیگه هم هس ک البته اون سیاهه و با سفیدا قاطی نمیشه انگار از اونا حساب میبره اون سیاهه فقط دریک جای خاص از خونمون هست اما سفیدا میان میرن باهم دایره وار میشینن جلسه برگذار میکنن من فقط صدای پچ پچ شونو میشنوم اما نمیفهمم و نمیشنوم که چی میگن. حتی اگه دور و برم شلوغ باشه و هیکلشونو نبینم، بازم حضورشون رو، انرژی شون رو، یه نسیم کوتاه و کمی که حاصل رد شدن کسی از کنارمه رو حس میکنم. توانایی دسترسی به روان شناس ندارم چه کار کنم؟

    • متاسفانه محیط خانوادگی خوبی نداشتی و بچگی نکردی و الانم جوانی نمیکنی.نقش یه ادم بزرگسال رو به تو سپردند برا همین همش احساس ترس و گناه و مسئولیت پذیری افراطی داری
      فعلا سعی کن بیشتر در جمع هم سن و سالهای خودت قرار بگیری و با اونها رفت و امد کنی.تا زمانی که به روانشناس و روانپزشک دسترسی پیدا کنی

  87. سلام و خسته نباشید
    بنده از بچگی مشکلاتی مثل وسواس فکری و منفی بافی و کمبود اعتماد به نفس و همچنین خیال پردازیه شدید داشتم. از سه سال پیش تا یک سال نیم پیش درگیر مسائلی مثل مورد تمسخر قرار گرفتن از دادن دوستان نزدیک و اتمام یک رابطه ی عاطفی و فشار های روحی از آشنایان قرار گرفتم.
    در طول این مدت من همیشه فشار روی عضلات سر و قفسه سینه و خستگی پاهامو حس می کردم و خونه نشین شدم .‌‌پس از اینکه این ماجراها تموم شد بنده تصمیم گرفتم خودم و زندگیمو تغییر بدم و هم زمان شد با شروع برای درس خوندن برای کنکور . در ابتدای شروع درس خوندن متوجه این شدم که موقع درس خوندن درس رو حفظ نمی شم و دست و پاهام شروع به یخ زدن می کرد ، موقعی که متوجه این موضوع شدم وسواس روی اون پیدا کردم و هرچه تلاش کردم روحیه خودم رو بهتر کنم بدتر شدم و اضطراب و خستگی و … پیدا کردم و انقدر تو فکر فرو می رفتم که متوجه نمی شدم اطرافم چه اتفاقی می افته ‌. هرچه بیشتر تلاش می کردم روحیمو بهتر کنم وسواسای بیشتری برا خودم می ساختم .تصمیم گرفته بودم سبک زندگیمو تغییر بدم و به کتاب خوندن و ورزش و فعالیت علاقه دارم و از بیکار بودن متنفرم اما حتی نمی تونستم یه کتاب رو راحت بخونم و موقع ورزش هم درگیر وسواس می شدم . تو پاهام بدون دلیل وقتی می خوام یکاری انجام بدم ضعف می پیچه و هنگامی که می خوام به تغییر فکر کنم عضلات پشت سرم سفت می شه . دوست یا فردی از خانواده که منو درک کنه ندارم و یک خواهر دارم که همیشه در حال آزار دادن و خورد کردن اعصاب من است و از طرفی پدر و مادر هم سهل انگار هستن و همیشه مرا مورد تبعیض قرار می دهند
    اما بنده معتقدم هیچ چیز قوی تر از خواستنه انسان نیست و من می تونم تمام مشکلاتمو برطرف کنم اما نمی دونم چجوری و هرکار کردم دچار چیزای مختلف شدم و گاهی فکر می کنم اگر کاری نکنم خود به خود بهتر می شوم .
    وسواس بنده به گونه است که نه می توانم ازش دوری کنم و نه می توانم برطرفش کنم و هر عملی برای برطرف کردنش موجب فشار در پشت سر می شود .
    فکر کردن و تصمیم گرفتنم با وسواس است .
    اوقاتی که حالم بهتر می شود بدنم سبک تر می شود و انگار عضلات سرم باز می شود و نفس راحت تری می کشم.
    ایا بنظر شما بنده می توانم از پس این مسائل بر بیام؟؟
    و اینکه می خواستم بدونم مشکل بنده ایا افسردگیه اضطرابه ضعفه اعصابه یا بیماریه جسمیه .
    من کلی هدف دارم و از حالت خسته هستم و دوست دارم تلاش کنم برطرف شه

    • چون مشکلات اضطرابی وسواسی شما طولانی و بدون درمان باقی مانده شدت پیدا کرده و به جسمت هم سرایت پیدا کرده.هم علائم روانی و هم علائم جسمی(روان تنی )توام شده اند.علتش اینه که همینجور بلاتکلیف و درمان نشده گذاشتیشون تا خودت به تنهایی اونها رو حل کنی در صورتیکه درمان اینها از عهده یک نفر بتنهایی خارجه.شما همزمان به درمان دارویی توسط روانپزشک و همینطور روان درمانی توسط یک مشاور روانشناس بمدت بیش از دو سال نیاز داری.بله اینها قابل حله ولی نه بصورت انفرادی.ادمهای متخصص باید کمکت کنند.

  88. سلام اقای دکتر من یه حالت ترس و دلشوره دارم ترس ازاین که شب خوابم نبره ولی یک تو گوگل اینو سرچ کردم فهمیدم که اضطراب دارم ازین که شب خوابم نبره میام بخوابم این دلشوره میاد سراقم البته درطی روز هم این دلشوره رو دارم چن سال پیش هم اینجوری شدم ولی به کسی نگفتم وبه پزشکم مراجعه نکردم ولی طی ۷ یا ۸ ماه خودش خوب شد و عادی شدم الان دوباره چون روزه اینجوری شدم می خوام به پزشک مراجعه کنم چون که میخوام کنکور بدم دلشوره نمیزاره به فکر درس باشم لطفا بگید اگه برم پیش پزشک میتونه خیلی زود درمانم کنه یه چیز دیگه من اونموقع کوچیک بودم واطلاعی ازین نداشتم که دلیل سخت به خواب رفتن من ترس از اونه وحتی فک میکردم افسردگی هست ولی باتوحه به علائمی که از اون فهمیدم اون هم نبود ولی الان فک میکنم این اضطرابه که نمی زاره بخوابم ترس ازاین رو هم دارم که نکنه خوب نشم من باید برم پیش روانشناس یا روانپزشک ؟

  89. سلام آقای دکتر،من ۲۹ سالمه وبه شدت خجالتی و کم رو هستم،از بچگی تا الان همینجوری بودم و موقعی که در جمع قرار میگیرم استرس و اضطراب شدید میگیرم،برای درمان به روانپزشک مراجعه کنم یا روانشناس؟

  90. دکتر جان سلام وقتتون بخیر. من بی نهایت از یک مشل خیلی بزرگ رنج میبرم و یک اختلال ظاهری زیبایی در جسمم هست . اما‌ وقتی پبش متخصصان این موضوع میرم اصلا حرفمو درک نمیکنن و حتی نمیتونم منظور رو برسونم و اصلا نمیتونم توصیف کنم این مشکل رو . دقیقا اون مشکلی که هست رو نمیتونم توصیف کنم و به شدت درمانده هسنم چند ساله. ایا یک روانشناس این موضوعو درگ میکنه و میتونه راهحمایی کنه جدا از روان درمانی .!

    • بله یک روانشناس حرفه ای باید قدرت همدلی و درک بالایی داشته باشه و باید خودو بتونه جای ما بگذاره و درد و رنج شما رو بفهمه

  91. سلام دختر ۲۱ ساله آیی هستم که چندساله پشت کنکورم، هرساله خودمو گول زدم که بخونم ولی نخوندم. از بچگی نمی‌تونستم خوب درس بخونم و بفهمم مطالب چی میگن فقط فقط تند تند می‌خوندم و حفظشون میکردم، الان دیگه حوصله ندارم. وقتی می‌خوام درس بخونم فکر آدمای دیگه میاد تو سرم یهو ب خودم میام میبینم چندساعته دارم فک میکنم و پوست لب و انگشتامو میکنم، کوچکترین کارای شخصیمم انجام نمیدم فقط دراز میکشم و فکر میکنم آدم دیگه آیی هستم و ب زندگی بقیه فک میکنم و خودمو جاشون میذارم، یهو استرس شدید میگیرم که اره اگه همینجوری ادامه بدی دو روز دیگه نه کاری داری نه پولی هیچکسم نمیخوادت بی خانمان میشم هیشکی ازم حمایت نمیکنه، پدر و مادرمم پیرن و مستاجریم.
    برای فرار ازین فکرت همش می‌خوابم.
    عرضه هیچکاریو ندارم اگه بخوام کاریو انجام بدم حس میکنم به مغزم فشار میاد و می‌خوام زود تمومش کنم.
    من چم شده آقای دکتر؟ توروخدا کمکم کنید

    • همین کارایی که تا الان کردی خوب بوده.مثل مشاوره و داروی وسواس و داروی تمرکز.روش دیگه ای باقی نمونده
      اگر فکر میکنی مشکلت با این روشها خوب نشده بهتره از روشهای دیگه و غیر پزشکی و غیر روانشناسی استفاده کنی مثل طب سنتی و هومیوپاتی و طب چینی و ژاپنی.چون دیگه راه دیگه ای باقی نمونده.در پناه حق.خدانگهدار

  92. سلام خدمت دکتر عزیز
    من حدود ۱۰ سالی میشه که قرص های ضد افسردگی و ضد اضطراب و… استفاده میکنم یه وقتایی معمولی میشم و یه وقتایی دوباره اضطراب و استرس و وسواسیهای فکری منو درگیر میکنه ، خسته شدم از قرص خوردن ، چکار کنم میخوام منم زندگی عادی داشته باشم، بیش از ۱۰ دکتر هم مراجعه کردم، الان هم آنسترا۱۰۰ و کلومیپرامین ۱۰ و کلونازپام مصرف میکنم با تشکر

  93. سلام دکتر خسته نباشید من یه خانم ۲۷ ساله هستم که ۳سال ازدواج گرفتم من و همسرم هردو عصبی و لجباز هستیم سر هر چیز کوچیکی دعوا میکنیم من وقتی عصبی میشم دوسندارم با کسی حرف بزنم مشکلمو بگم نمیدونم باید چیکار کنم توی سرم یه عالمه حرف ولی انگار قدرت بیانشو نه که ندارم دارم اما نمیتونم بگم حرفامو خیلی استرسی هستم تپش قلبمم زیاد میشه گاهی از زندگی ناامید شدم تیا نیاز برم پیش مشاور؟

    • برونریزی و تخلیه هیجانی از طریق کلامی واقعا شفابخشه.احساسات منفی وقتی در درون بمونه و بیرون ریخته نشه عوارض بسیار بدی هم روی روان و حتی روی جسم داره
      حتی شده بطور تلفنی با مشاور حرف بزنید

  94. سلام دکتر خسته نباشید من چهل سال سن دارم ازوقتی که یادمه تقریبا بیست ساله که افسرده ام نمیتونم بخندم اصلا خنده بلد نیستم روز بروز هم بدتر میسم ازهیچ چی خوشم نمیاد هیچ چی بهم نمیچسبه چن بارخواستم خودکشی کنم اونو هم نتونستم بکنم حتی به دکترهم نمیتونم برم خجالت میکشم تا برویم نگاه میکنن خندم میگیره چون نمیتونم بخندم خیلی بد میشه قیافه ام تورو خدابگین کجا برم درست میشم یا نه

    • بیا پیش هرکدوم از ما روانپزشکها
      ما کسی رو قضاوت نمیکنیم
      مطمان باش یک روانپزشک افرادی هزار برابر بدتر از شرایط تو رو دیده و براش چیز عجیبی نیست
      بیا زودتر
      نترس
      زندگیت تغییر میکنه

  95. سلام دکتر خوب هستین
    من یه کنکوری ام و نزدیک دوماهه که نمیتونم خوب فک کنم احساس میکنم مغزم کلا از کار افتاده کلمه‌ها و جمله‌ها رو قاطی میکنم همش به کلمه‌ها گیر میدم مث بچه‌ای شدم که نمیتونه بخونه از کتاب و خوندن فراری‌ام و همچنین کم‌خونی شدیدی هم دارم و زیاد قهوه مصرف میکردم آیا این مشکلم میتونه از کم‌خونی باشه؟ بنظرتون مشکل من چیه و به چه دکتری مراجعه کنم؟

  96. سلام وقتتون بخیر من ۱۹ سالمه و سر هر چیز کوچیکی الکی عصبانی میشم و داد میزنم سر همه حتی چند بار وقتی کسی باعث عصبانیتم شد سعی کردم یکم ازش دور شم تا عصبانیتمو کنترل کنم ولی باز وقتی دیدمش همون حس عصبانیتمو داشتم و مهم نیس چقدر زمان بگذره تا وقتی که عصبانیتمو سر کسی ک عصبانیم کرده خالی نکنم آروم نمیشم و اصلا هم نمی‌فهمم چی میگم یا چه کاری انجام میدم ولی به سرعت بعدش احساس پشیمونی بهم دست میده و عذاب وجدان میگیرم قبلا به این شدت نبود ولی هرچی زمان میگذره شدت عصبانیتم داره بیشتر میشه
    به نظر شما مشکلم چیه و باید به چه پزشکی مراجعه کنم؟

    • خب از طرفی اختلال خلقی داری و یک داروی سبک باید بخوری
      از طرفی هم احتمالا ناکامی هایی تو زندگی داری که باعث خشمت میشه و اونو سر بیچاره های اطرافت تخلیه میکنی
      عادت کردی که زور بگی و کنترلی روی رفتارت نداشته باشی و به نوعی اختلال شخصیت داری از خودت نشون میدی
      به یک روانشناس حرفه ای باید رجوع کنی و همزمان به یک روانپزشک

  97. سلام آقای دکتر.همسر من یک مرد ۳۰ساله هست که بشدت خود ارضایی میکنن.و دچار اعتیاد به این کار هستند برای درمان به متخصص مغزو اعصاب باید مراجعه کنند یا روانپزشک .ممنونم

  98. سلام آقای دکتر ممنون از وقتی که میذارید برای پاسخگویی به مردم. من ۳۳ سالمه، گاهی اوقات (نه همیشه) موقع صحبت کردن تو جمعی مثل کلاس دانشگاه دچار اضطراب میشدم و صدا و مقداری هم بدنم به لرزش می افتاد که با مصرف قرص پروپرانول ۱۰ یک ساعت قبل کلاس برطرف میشد. الان مشکلم اینه که بااینکه آدم آرومی هستم ولی وقتی خیلی عصبانی میشم چون دچار همون مدل اضطراب ولی با شدت خیلی بیشتر میشم نمیتونم عکس العمل مناسبی تو اون شرایط داشته باشم و در بهترین حالت بسختی خودمو کنترل میکنم و سکوت میکنم. ازونجایی که عصبانیت مثل کلاس دانشگاه قابل پیش‌بینی نیست که قبلش قرص بخورم، خواستم ببینم برای درمان این مشکل چکار باید بکنم، چون نمیخوام برای مشکلی که شاید ۲ماهی یبار پیش بیاد هر روز قرص مصرف کنم

  99. با سلام و عرض ادب
    در ابتدا تشکر فراوان از اینکه با حوصله و رایگان مشاوره به مردم مظلوم ایران میدید واقعا آدم نه همه دکترا ولی اکثر دکترا که میبینه فقط و فقط به فکر پول هستن بعد به فکر مریض حالش بهم میخوره . خداییش هر بیمار هر مقدار پولی هم بخواد به امثال شما بده با ذوق و شوق میده ، من حتی یادمه بچه مو دکتر بردم بچه دیگرم هم همراهم بود خواستم یه سوال کنم فقط سوال گفت برو ویزیت و نوبت جدید بگیر یعنی حالم از این دکترای پولی بهم میخوره اینا رو گفتم که اولین ادمی دیدم که همش به فکر پول نیست و از وقتش میگذره و به مردم راحت مشاوره میده .
    سرتون درد نیارم من ۴۰ سالمه با همسر و فرزندانم نمیدونم چطور بگم ولی خیلی احساساتی ، مهربان ، دل نازک و در عین حال نه همیشه ولی وقتی اعصابم بهم میریزه دیگه تحمل هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم مثلا اگه تو خیابون رانندگی کنم و یک رعایت نکنه ناراحت میشم و اگه یکی بی دلیل بوق بزنه در صورتی که قوانین هم رعایت میکنم خیلی عصبانی میشم یا مشکلات اقتصادی میبینم خیلی اعصابم بهم میریزه مشکلات کاری در محل کار هم اعصابم بهم میریزه اقتصادی اجتماعی و … رعایت نکردن مردم از حقوق یکیدیگر چه در صف چه در جامعه اگه یکاری بخوام بکنم بدون برنامه ریزی دچار استرس میشم و اگه یکدفعه برنامه ریزی بهم بخوره عصبی میشم این همه اخبار منفی چه در فضای مجازی تلویزیون از اقتصادی اجتماعی سیاسی و … میبینم ناراحتم میکنه و عصبی میشم وقتی بر اثر کوچکترین مسائل که با همسرم ناراحت میشم شاید حق با اون باشه و یا من فرقی نمیکنه و همسرم خوبه و اصلا اذیت و حتی ناراحت هم میشم اگه حق با اون باشه بازم هیچی نمیگه و تحمل میکنه تا من آروم بشم و ممکنه از چند ساعت تا دو سه روز دیگه رفتارم جوری باشه که اصلا حرف هم نزنم و اینجوری بیشتر ناراحت میشم و در این مواقع با کوچکترین نارحتی ها عصبانی میشم ، البته به پیشنهاد یکی دوستان متادون هم مدتی شده مصرف میکنم که آروم بشم البته میانگین روزی بین ۵ الی ۱۰ م گرم دیگه تحمل همه چی برام سخت شده فکر میکنم ادم خوب و مفیدی برای همسر و فرزندانم نیستم فکر میکنم ارتباطم داره با همکارام و دوستام و اقوام خراب یا قطع میشه و … الان چندین ماه هست که خیلی حساس شدم و با کوچکترین ناراحتی عصبانی میشم در خانه به همسرم ولی هیچوقت دلم نمیخواد نارحتشون کنم و اگه کسی رو ناراحت کنم همسرم بچه هام بعدش تا چند روز ناراحتم که چرا اونها رو ناراحت کردم و حتی در تنهایی گریه میکنم که چرا نتونستم برا خانواده ام مثمر ثمر باشم و اونها رو اذیت میکنم دیگه حوصله ندارم بیشتر دلم میخواد تنها باشم و یه جایی آروم برم زندگی کنم در صورتی که قبلا من آدم شوخ سرحال بگو بخند در جمع خانوادگی و دوستان بودم حتی در اقوام همه بچه ها دوست داشتن من باهاشون بازی کنم احتمالا اونها هم حدس زدن که رفتارم تغییر کرده و دیگه حوصله هیچکاری ندارم همچنین همیشه نماز و قرآن هم میخوندم که قرآن کمتر شده . ولی نه توان مالی دارم حتی دکتر برم پیش روانپزشک و .. لطفا بگوئید چکار کنم میترسم بچه هام ازم دور بشن در صورتی که خیلی دوست هم داریم لطفا راهنماییم کنید دارو مصرف کنم یا کاری دیگه .

    • در مورد پزشکا یه سوتفاهم بزرگ در جامعه ما وجود داره
      اولا اینکه اونها تا حدود چهل سالگی مشغول درس و ادا کردن تعهدات دولتی هستند و تازه توی اون سن وارد بازار کار میشن…. سنی که خیلیها در مشاغل دیگه سرمایه گذاریهاشون به ثمر نشسته و دیگه نیاز به کار ندارند
      دوم اینکه تصور کنید بالفرض اگر یک لوله کش برای تعمیر شیر دستشویی به خونه ی شما اومده باشه و بعد شما از ایشون بخواهید شیر ظرفشویی رو هم تعمیر کنه ایا ایشون هزینه ی دومی رو از شما نمیگیره؟اتفاقا هم دستمزدشو میدید و هم قدردانی میکنید.اما همین رو در مورد یک پزشک ،شاید توقع داشته باشید که رایگان کار کنه چون بجای آچار و پیچ گوشتی خودکار و ورق دستشه
      بگذریم
      شما حتما باید داروی سروتونینی در وهله ی اول
      و در وهله ی دوم داروی تثبیت کننده ی خلق مثل دپاکین مصرف کنید
      حتما حضوری برید پیش پزشک
      ولو پزشک عمومی
      ویزیت یه پزشک چیزی بیشتر از خرید یک وعده غذای بیرون بر ِ ساده
      و یا یک بیستم هزینه ی سیگار و دود و دم و …یا آرایش و ارایشگاه نمیشه
      اگر بشه هم ارزشش بیشتر ازینهاست چون سلامتی و کیفیت زندگی ادمها رو تغییر میده

  100. پدر دوستم، خیلی پرخاشگر و مرد عصبیه، سر کوچک ترین چیز چه منطقی چه غیر منطقی عصبی میشه و داد میزنه، همیشه در حال دعوا کردنه، حتی راضی نمیشه بیاد دکتر، هیچ کس جرعت نمیکنه بهش چیزی بگه، تو سری تحقیر، بد زبون و…

  101. سلام آقای دکتر ممنون از وقتی که میذارید برای پاسخگویی به سوالات. من ۳۰ سالمه، گاهی اوقات (نه همیشه) موقع صحبت کردن تو جمعی مثلا دوستانم یا بیشتر تو جامعه دچار اضطراب و یک حالتی عجیب بهم دست میده مقداری هم فکر میکنم سرم به لرزش می افتاد و تمرکز لازم برای صحبت کردن باهاشون ندارم وقتی این حالت بهم دست میده احساس میکنم گردن و پشت سرم میگیره و بیشتر به سمت چپ نمیتونم نگاه کنم تو اون حالت اضطرابی مثل اینکه یک ترسی داشته باشم.الان مشکلم اینه که بااینکه آدم آرومی هستم چون دچار همون مدل اضطراب ولی با شدت خیلی بیشتر میشم نمیتونم عکس العمل مناسبی تو اون شرایط داشته باشم و در بهترین حالت بسختی خودمو کنترل میکنم و سکوت میکنم. به دکتر مغز اعصاب هم مراجعه کردم نوار سر گرفت گفت عصبی!!چنتا قرص هم نوشت یک ماهی استفاده کردم اون حالت گیچ و منگی که قبلا داشتم رفع شدباقرصا ولی اینکه ترس و اضطراب و نداشتن تمرکرسر و نگاه کردن به سمت چپ اینا رفع نشدن خواستم ببینم برای درمان این مشکل چکار باید بکنم بدون قرص، تشکر از پاسختون

  102. درود بر جناب دکتر علی وردی
    مردی ۴۸ ساله هستم و کمی کمال گرا متاسفانه. مشکل عصبانیت خیلی شدید که بیرون گاهی منجر به دعوا شده و در خانه مدام در حال دعوا و داد زدن سر هر مسئله ای هستم.قبلا مشکل مالی داشتم اما دو ساله که مقداری رفع شده. آدمی نیستم که از دکتر فراری باشم و خودم کاملا به مشکلم اشراف دارم. دوره حدود سه ماهه نوروفیدبک را پبش دکتر دهقان گذراندم. آن موقع کمی احساس میکردم بهتر شدم ولی بعد از چند ماه دوباره همان آش و همان کاسه. بعد از هر بار عصبانیت و داد زدن سر بقیه و مخصوصا دختر معصومم به شدت پشیمان میشوم و میدانم اطرافیانم را زجر میدهم ولی بخدا موقعی که عصبانیتم شروع میشه دیگه چیزی نمیفهمم و دست خودم نیست.
    جناب دکتر در حال حاضر زندگی بدی ندارم ولی میدانم بشدت دارم به زندگیم آسیب میزنم در ضمن هیچ داروی اعصابی تا الان مصرف نکردم التماس میکنم بفرمائید چه کنم؟

  103. سلام آقای دکتر من‌یک دختر ۱۵ ساله هستم ، یه دو سالی هست که یه وسواس تمیزی دارم و تا جایی کثیف میشه عصبانی میشم و داد میزنم دست خودم نیست فقط نمیتونم کثیف و بهم ریخته بودن جایی رو ببینم بعدش ک آرون میشم پشیمون میشم و کلی تا چند روزش افسرده و دپرسم ک چرا اینکارو کردم بخاطر عصبانیت من‌اطرافیانم هم آسیب میبینن
    و متاسفانه از اینکه با خانواده و یا تعدادی بخوام زندگی کنم
    بشدت استرس میگیرم و همیشه دوست دارم اطرافم آروم و تمیز باشه بنظرتون باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟ برم پیش روانپزشک

  104. سلام دکتر وقت بخیر .من یه مشکل دارم نمیدونم باید به دکتر مغز واعصاب مراجعه کنم یانه.
    چشم پزشک رفتم چشمامو معاینه کرد گفت چشمام هیچ مشکلی نداره باید به مغزاعصاب مراجعه کنی
    حالا مشکل چشمم اینه ک رو صفحه چه کتاب باشه چه گوشی باشه چه تلویزیون و چه موقع رانندگی قفل میشه میدونم ک دارم نگاه میکنم ومثل اینکه دیگه تمرکز نداشته باشم هیچی نمیبینم البته توضیح واقعیش سخته در این حد میتونم بگم. کتاب ک فقط تو کم نوری و یا با عینک افتابی میخونم در غیراینصورت خط کتاب مات میشن همچین چیزی.
    تا دوسال پیش ک دانشگاه بودم تمرکزبالا شاگرد ممتاز ارشدبودم . الان حس میکنم تمرکز ندارم. قسمت انتهای نخاع گردنم ک ماساژ میدم احساس بهتری دارم. نکنه ک مشکل نخاعی داشته باشم .بیشتراوقات احساس فشار توی جمجمه م دارم. دلم میخواد جمجمه م سوراخ بشه تا اون فشار ازجمجمه م بیاد بیرون.

  105. سلام اقای دکتر. پسر۲۶ ساله ام بیکار
    من یه غلطی میکردم تفریحی گل میکشیدم تو جمع دوست یا فامیلا یعنی کلا شاید به ۳۵ یا ۴۰ بار نرسید.
    تقریبا ۶یا۷ ماه پیش بود که آخرین بار تفریحی با فامیلا نشستیم کشیدم.ازروز بعدش فامیلا حالشون خوب بود اما منو ول نمیکرد ۱ الی ۲ ماه قشنگ درگیرش بودم حالم خیلی بد بود سرگیجه ،عدم تعادل، بی حسی انگار دست به چیزی میزدم انگار نزدم ، حالت گیجی و منگی،
    حافظم ضعیف شده بود یه چیزو میزاشتم یه جایی فراموش میکردم، و.. خیلی حالم بد بود.
    بعدهفته دوم بود دیدم خوب نمیشم رومم نمیشد برم دکتر ، شهرمونم کوچیکه متخصص نداره زنگ زدم به یه دکتر تو این سایتا بهم گفت نگران نباش پنیک شدی بعد ۱ماه بهترمیشی بعد یسری قرص گفت خریدم با ترس و لرز یکمشو خوردم اما تاثیری حس نمیکردم خیلی کم تاثیر داشت خلاصه بعد یک یا دو ماه کم کم بهتر شدم.
    الان حالم بهتره فقط یک مشکلی دارم یه حالت عجیبی دارم انگار الان میرم یه کاری میکنم شک دارم که خواب یا بیداریه میدونم بیدارم ولی انگار درک نمیکنم محیط رو میرم تو حیاط مثلا برم بیرون این حس درک نکردن محیط خیلی زیاد میشه برام اصلا یه جوری میشم مثل قبلا راحت میرفتم بیرون نیستم یه حالت عجیبیه یه کار ساده برام سخت شده همش فکرم و ذهنم بهم ریختس اعصابم بهم ریخته خسته شدم توروخدا کمکم کن اقای دکتر میخوام برگردم به زندگی عادی خداخیرت بده هرکارمیکنم یادم بره اون اتفاقات رو نمیشه تا کی اینجوری ام ؟مشکل من چیه ؟ مشکلم خیلی شدیده؟چه دکتری باید برم؟آیا خوب میشم؟

  106. سلام من بی اشتهایی شدیددارم درحدی که درروز فقط شاید یه کف دست نون ویه لیوان اب میخورم وگرسنگی دارم ولی احساس پری میکنم واکثرمواقع حالت تهوع دارم ویه سری روزها صبح استفراغ میکنم وگاهی روزها استفراغم درحدی شدید که نیم ساعت یه باربالامیارم تادست وپام خشک میشه وسوزن سوزن میشه ونمیتونم تکونشون بدم وتنگی نفس هم میگیرم وبدنمم میلرزه شاید ماهی یه بار این به شدت میرسه وتمام آندوسکوپی وازمایشات معده هم انجام دادم همه نرمال بوده چندسال هم هست قرصای روان مصرف میکنم ولی به محض قطع قرص دوباره حالتام برمیگرده ودرمانی صورت نگرفته حالا میخام بیام تهران برای درمان ولی نمیدونم به چه متخصصی مراجعه کنم گوارش یا مغزوعصاب یا عصاب‌وروان یا داخلی

  107. سلام وقتتون بخیر ببخشید من نصف میرتازاپین۷/۵ یه پاروکستین۲۰ یه پروپرانول۲۰ میخورم از اول تیر حالااز سینه هام هم شیر میاد قبلا هم یه بار باخوردن یه قرص دیگه اینجوری شده بودم با قطع قرص درست شد حالا اگه قرص هارو طبق دستور پزشکم ادامه بدم مشکلی پیش نمیاد احساس میکنم یکی از سینه هام هم داره از اون یکی بزرگتر میشه

  108. سلام آقای دکتر
    من بشدت موهامو میکنم و بازی میکنم تا جایی حالت تهوع میگیرم و استفراغ میکنم
    بشدت هم ۴ ساله که اضطراب و استرس دارم چیکار کنم؟
    من ۲۷ سالمه

  109. من چندوقتیه که نفس تنگی بد میگیرم انگار یه چیزسنگینی به قفسه سینم فشار میاره یهو حس میکنم دیگه نمیتونم نفس بکشم و اون نفسی که میکشم آخرین نفسمه دکتر رفتم کلی آزمایش دادم ولی هیچیم نبود نمیدونم مشکل از چیه واقعا داره خستم میکنه

    • ریشه در اضطرابیه که خودش رو بصورت علایم جسمی و ریوی نشون میده

      اضطراب
      تمام
      بیماریهای
      جسمی
      را
      مو به مو
      تقلید
      و شبیه سازی
      میکند

  110. سلام اقای دکتر عزیز من یه مرد ۲۸ساله هستم قبلا دچار حمله عصبی یه چیز تو مایه های پانیک شدم از اون به بعد همیشه مراجعه میکنم دکتر حتی اگه دارو هم ندن خوب میشم تپش قلبم بالاست یه چیزی که منو خیلی اذیت میکنه خیلی خیلی خیلی ترس از مسافرته از راه های دور دوست دارم فقط تو خونه باشم ضعف بدنی هم دارم

    • در واقع شما با تلقین و اعتماد جویی خوب میشید.ورزش کنید.با دوستانتون مسافرت برید و ذره ذره و کیلومتر به کیلومتر برید جلوتر

  111. سلام آقای دکتر من خانمی هستم ۲۸ ساله صاحب یه فرزند پسر۱۸ ماهه که بچه ی مشکلی هست و من تو این مدت خیلی عصبی شدم دوره های فرزند پروری رفتم ولی اصلا نمیتونم خشممو کنترل کنم همش عصبانیم.وقتی عصبی میشم وسایلو میشکونم خودمو میزنم موهامو میکشم و یه حس فشار تو قسمت بالایی سرم احساس میکنم.وقتی هم خوابه فقط استرس دارم که الان بیدار میشه باز گریه میکنه.

  112. سلام دکتر من بی‌حالی زیاد و حالت تهوع همیشگی داشتم ک با داروی اولانزاپین خیلی بهتر شد اشتهام میداد ولی اون بی حالی رو داروهای سرتوتینی نتونستن انرژیمو کم کنند الان ی از پزشکان میگن سندروم خستگی مزمن ولی اخرین پزشکی که رفتم گفتن شدید ب دو قطبی ها میخوری باتوجه ب نقشه مغزی آخه من مانیا ندارم و همش خستم کسی تشخیص خودتو ن چیه؟ایا پزشکی میشناسید که بتونه بمن کمک سه ساله دیگ از همه چی ناامید شدم…….

    • تشخیص بیماریهای اعصاب بهیچ وجه با نقشه مغزی نیست.بهیچ وجه
      فقط و فقط تشخیص بالینی بد اساس تاریخچه و علائم که توسط دکتر داده میشه ملاکه
      لابد اون آقای دکتر علائمی پیدا کردند که گفتند
      اگر تردید داشتید اجازه بدید سه تا پزشک دیگه هم شما رو ویزیت کنند

  113. سلام من همسری دارم ۴۲ ساله که تقریبا ۱سال خیلی زود عصبی میشه ویرایش چیزهای ناچیز کوچک دعوا می‌کنه وفحش وناسزا میگه وقتی که ۱ساعت میگذره پشیمون میشه بقدری داد می‌کشه که هنجرش پاره میشه خیلی براش ناراحتم وکیلی مراعات میکنم دیگه با این حالت‌هایی که داره خودمم دارم مریض میشم نمیدونم کجا باید مراجعه کنم برای دکتر کمکم کنید

  114. سلام خسته نباشید
    دکتر یه روزی من دچار ترس شدم در حد دو دقیقه ترسیدم ولی فکر نکنم پانیک بود چون شدید نبود ازون به بعد یه حالتی دارم مثل خواب بیدارم ولی انگار خوابم منگم یه حالت خاصیم یه کم صبح ها هم اضطراب دارم غروبا بیشتر میشه شب خیلی بهتر میشم به نظرتون مشکل چیه یه دو هفته ای هست دچار این مشکلم

  115. سلام دکتر من جوانی ۱۹ساله هستم و بساز زود عصبی میشم لرز دست دارم البته نه به شدت ولی خب دارم سر درد زیاد می‌گیرم معمولا هم وقتی عصبی میشم سر درد می‌گیرم سر درد هام هم معمولا یکی دو روز زمان می‌بره تا خوب بشه جدیدا چشام یه جوری شده دید چیشام کم شده تمرکز روی هیچ کاری ندارم حواس پرتی پیدا کردم ذهنم زیاد درگیری داره بی خوابی دارم یا کلا یک سرع خواب هستم زیاد دعوام میشه چند روز پیش رفتم برای کارای سربازی ولی اونجام دعوام شد با یه سرباز زدم بیرون از نظام وظیفه دکتر کمکم کنید همش دارم خودزنی میکنم دستام شده پر از جای تیغ دیگه نمیدونم چیکار کنم خودم خود سرانه قرص اعصاب میخورم قرص للکساید۵ مصرف میکنم ولی خوب جواب نمیده یعنی اصلا جواب نمیده روم لطفاً راهنمایی کنید خسته شدم به خدا

    • باسلام من یه خانوم ۲۴ساله هستم نزدیکه ۱ساله عصبی شدم باکوچیکترین رفتارهادادوبیدادمیکنم انگاراصن خودم نیستم یه بچه یک ساله ونیمه دارم بعضی وقتاسره اونم دادمیزنم وبعدتاصب ده صب گریه میکنم بقدری ک چشام دیگه از ورم گریه باز نمیشه نمیدونم ب دکترعصاب مراجعه کن یاروانشناس

  116. سلام احساس میکنم همیشه تو ذهنم یکی منو تحت نظر داره و با صدای مختلفی بامن حرف میزنه گذشته مو ناخودآگاه به تصویر ذهنم میکشه زود همه چیزو فراموش میکنم استرس فراموشی خشم زیاد نمیتونم با یکی ارتباط برقرار کنم حتی از تلفن همراه خودم فاصله گرفتم سعی میکنم تنها باشم متهل هستم و یه دختر ۱۰ماهه دارم از بیرون رفتن اجتناب میکنم واقعا دارم از همه چیز تو زندگی میفتم ۲۷سالمه احساس میکنم یه مرد ۸۰ساله ام به نظر شما درباره این موضوع چیکار کنم

    • مشکل شما بیشتر از نوع شخصیتی به نطر میاد مثلا شخصیت دوری گزین
      و همزمان دچار وسواسهای ذهنی و یکنوع افسردگی خفیف ولی همیشگی() هستید
      زودتر باید اقدام کنید برای تغییر قبل از رسیدن به میانسالگی
      طرحواره درمانی و درمان با داروهای سروتونینی

  117. سلام دکتر خدا قوت.
    من یه پسر ۱۷ ساله هستم.امسال دیگه سال کنکور من هست
    من از گذشته تا چند وقت پیش خیلی مثبت اندیش و درسخون بودم،و کلا نسبت به چیزی حساسیت به خرج نمیدادم رک و پوسکنده چیزی برام مهم نبود بیخیال بودم و کار خودمو میکردم
    یکسال پیش برادرمو که از دست دادم و بعدش اتفاقای بدی هم برام افتاد حس میکنم افکارم تماما عوض شدند،من حساس شدم،نسبت به ظاهر خودم نسبت به کارام،همش خودمو با بقیه مقایسه میکنم احساس بی ارزش بودن میکنم چون حس میکنم سربار خانواده شدم،تنش های فکریم زیاد شده و اغلب اوقات مضطرب هستم و دیگه نتونستم درس بخونم این موضوع بشدت زندگی منو تلخ کرده
    چند وقتی هم هست که تیک هایی مثل پریدن چشم(که چند سال پیش یه مدت دچارش شدم ولی برطرف شد)تکان دادن گردن تکان دادن سر و منقبض کردن شکم هم گرفتم اما چون دیدم ترک نمیشه همینطوری باهاش کنار اومدم.بیشتر این تیک ها وقتی دارم به یه چیزی فک میکنم یا تمرکز میکنم شدید میشه.دید خوبی نسبت به خانوادم ندارم و حس میکنم تنها باشم راحت ترم..چون یه حالی بهم میگه حساسیت های اونها و رفتارهای سختگیرانه و منفیشون ترس از آینده رو تو دل من انداخته واسه همین انگیزه برام نمونده
    هیچ دارویی هم استفاده نکردم هیچ وقت هم پیش پزشک نرفتم،یه زمان هایی حس کردم این تغییرا بخاطر بلوغ باشه اما یه وقتای دیگه فکر کردم دچار افسردگی شدم که ذوقم برای کارهام ته کشیده!تغییر سبک زندگی ورزش کردن و…هم جوابگو نبود و من هنوز دید مثبتی پیدا نکردم.دوست دارم همیشه بیخیال باشم و کارامو در عین آرامش انجام بدم
    اینم بگم که برادر مرحومم دچار افسردگی شده بود و پدرم که الان ۶۵ سالشونه حالت هایی از افسردگی رو دارن که چند سالی هست قرص سیتالوپرام۲۰ میلی استفاده میکنن.
    تو تنگنا هم هستم نمیتونم مدت زمان زیادی رو برای درمان صرف کنم چون خانوادم با این چیزا کنار نمیان و درک نمیکنن.
    بنظرتون چیکار کنم دکتر؟باید دارو استفاده بشه یا با حرف زدن.پیش کی برم؟لطفا کمک کنید…

  118. سلام من یه پسر ۲۱ساله هستم الان سه ساله زندگی تلخی رو دارم تجربه میکنم قبلا خیلی زندگی عالی داشتم ولی الان سه ساله زندگیم خراب شده نامزدم رو از دست دادم ماشینمو از دست دادم عصبی شدم با همه جروبحث میکنم از همه فاصله گرفتم کارمم ول کردم خونه نشین شدم زندگی برام معنایی نداره دو بار خواستم خودکشی کنم نشده همش ارزوی مرگ دارم یکی بهم راهکار بده بگه چیکار کنم که حالم یکم بهتر شه

  119. سلام دختر ۱۴ساله که استرس شدید داره جوری که یه مدته دستاش میپره و همینطور پلکاش mriگرفتیم هیچ مشکلی نداشته دکتر مغز و اعصاب لگزوپرام تجویز کرده ولی از عوارضش ترسیدیم چکار کنیم ببریم پیش اعصاب و روان ؟

  120. سلام اقای دکتر
    همسر بنده دچار وسواس فکری و اضطراب شدید هستن
    اولین بار یک روز که از خواب بیدار میشن میبینن دچار این حالت ها شدن دکتر هم میرن ولی تاثیری نداشته تا بعد گذشت چند ماه حالش دوباره خوب میشه این قضیه چندین بار تکرار میشه تا بار اخر بعد ازدواجمون زمانی که باردار شد دچار این حالت شد و ۵ ماه بعد از بدنیا اومدن بچه خوب میشه تا تقریبا ۱ سال خوب بودن تا دوباره بازم یبار از خواب بیدار مشن و میبینن همون حالت ها بازم بهشون دست داده میریم دکتر برای ما قرص سرترالین تجویز کردن بعد سه ماه مصرف حالشون خوب شد تا یکسال هم مصرف میکریم بدون مشکل تا اینکه پرولاکتین خونشون رفته بود بالا رفته دکتر زنان یه قرص هورمونی دادن خوردش بعد از اون دیگه انگار اثر سرترالین کلا از بین رفت الان ۳ سال تمام دارو های سرترالین.پاروکستین.کلومیپرامین.فولکستین.فلووکسامین همه رو تا ۱۲ هفته مصرف کردیم ولی هیچ تاثیری ندیدم حتی ۶ جلسه شک درمانی هم رفتن و دارو ترکیبی کلومیپرامین و فلووکسامین هم مصرف کردن ولی وسواسشون اصلا بهتر نشده
    میشه شما مارو راهنمایی بفرمایید؟

  121. سلام دکتر وقتتون بخیر من ۱۶ سالمه چند روز از هفته رو هیچ امیدی به اینده ندارم بی حس میشم و از هیچی لذت نمی‌برم خیلی تو افکارم غرق میشم چون هیچ کاری نمیتونم بکنم خودمو فرد بی انگیزه و بی هدفی میدونم و افکار خودکشی خیلی بدی در من ظاهر میشه ولی روزای بعدی رو به طرز عجیبی خیلی شادم و برا اینده خیال پردازی میکنم این نوسانات خلقی اذیتم می‌کنه . مشکل چیه؟ امکانش هس که خوب شم؟

    • سطح نوروترانسمیترهای مغزت بوسیله داروها باید تنظیم بشه
      همچنین
      باید دوستانی داشته باشی اجازه ندن بری تو تنهایی و توهم و بلاتکلیفی و بی انگیزگی
      و همینطور
      یه شخصی مثلا یه مشاوری هر هفته تو رک ببینه و بهت برنامه بده و ازت برنامه بخواد

  122. سلام دکتر برای افسردگی شدید بعد از زایمان باید به چه دکتری مراجعه کنم ؟ مشاور؟روانشناس یا روانپزشک؟ حالم خیلی بده الان ۳ ماه گذشته ولی حالت هایی که دارم بر طرف نشده کم کم دارم از افکارم میترسم ،استرس دارم همش منتظر یه اتفاق بدم پلکم میپره و به شدت خسته و بی انرژی ام جوری که به زور کارهام رو انجام میدم، هیچ چیزی برام لذت بخش نیست و همه اش دوست دارم تنها باشم ، از همه دور شدم‌و با اقوام رابطه‌ام خیلی کم شده احساس پوچی و بیهوده بودن میکنم ، دلم میخواد گریه کنم ولی نمیتونم بغض میکنم و یه چیز دردناک مثل غده توی گلوم نفسمو تنگ میکنه چند وقتی هم هست که احساس بی تفاوتی میکنم .

  123. سلام دکتر من از بچگی عصبی بودم و صبرم زود تموم می شد وقتی عصبی می شدم نمی تونستم کنترلش کنم و به بقیه حتی به خودم آسیب می زدم الان که بزرگ تر شدم وقتی عصبی میشم به بقیه آسیب نمی زنم اما میرم توی اتاق و به شدت گریه می کنم و به خودم آسیب می زنم ولی یه جورایی نمیدونم خشمم رو چطوری بروز بدم از نظر بقیه بد اخلاقم ولی واقعا دست خودم نیست سعی می کنم خونسرد باشم ولی نمی تونم خیلی زودرنج و گوشه گیر شدم اگه قراره باشه توی جمعی قرار بگیرم به شدت مضطرب میشم مسائل کوچیک و پیش پا افتاده رو خیلی بزرگ می کنم وقتی درس می خونم ممکنه یه جمله رو هزار بار با خودم تکرار کنم و مشکلی نداشته باشم اما همینکه قرار باشه برای دیگران بازگو کنم استرس زیادی میگیرم یادم میره وقتی روی کاری تمرکز کردم و دارم انجامش میدم اگه باهام حرف بزنن عصبی میشم یا وقتی خوابیده باشم بالای سرم حرف بزنن و بیدار بشم خیلی خیلی عصبی میشم ،اگه اشتباهی کنم به شدت خجالت زده میشم و خودمو سرزنش می کنم ممنون میشم اگه کمکم کنید

  124. با سلام من بیماری وسواس کم و بیش دارم ، تازگی ها چند ماه قبل یک سری تصویر های ذهنی عجیب غریب میامدند و مبهم و از فکر و ذهنم میگذشتند و میرفتند و بشدت حالم خراب می کردند حتی حالت تهوع هم دست میداد و بعد هم مدتی بعد آمدن به زور کنترل میکردم خودم را و با خود میگفتم که باید طبق گفته روانشناس وسواس مثل نگاتیو باید بگذارم بیاد و برود این هم همینطور و جدی نگیرم این ناشی از چه میتوند باشد و درمانش چیست خیلی ممنون

  125. دکتر سلام من تقریبا ی چند وقتی هست خیلی زود عصبی میشم سر چیز های کوچیک واکنش های زیادی نشون میدم اینقدر عصبی میشم که یا سر شخص مقابل رو باید بزنم تو دیوار یا سر خودمو علاوه بر اون افسردگی هم گرفتم اصل تو جمع های زیاد نمیتونم بمونم مشکلات عصبی اینقدر هست که حتی یک نفر قبل من غذا میخوره به شدت عصبی میشم کلم میزنم تو دیوار از روی عصبی بودن نمی‌دونم باید چیکار کنم کجا باید برم ممنون میشم کمکم کنید

    • خب معلومه پیش روانپزشک باید برید در وهله اول
      و در وهله ی دوم برای پیدا کردن ریشه ی عصبانیت،پیش روانشناس

  126. آقای دکتریه سوال که همیشه توذهنمه اینه که آیامیشه این پادردوسوزش وداغی کف پاهام مربوط به همون گیلن باره باشه یاخیر اگه ربطی نداره که کلاً مغزمودرگیرش نکنم
    سلامت وتندرست باشیددرپناه حق

  127. سلام خسته نباشید من خواهرم ۱۰سال قرص اعصاب میخوره ‌‌اصلاخوب نشده حتی بهش چند جلسه شک زدن بازم خوب نشده افسرده وبیقرارا خیلیم هم اضطراب داره و ست به خشونتم میزنم به نظر شما باروانکاوی خوب میشه ما چیکار کنیم

    • احتمالا دو قطبی یا روانپریش هستند
      در اینصورت خیر به روانکاوی نه تنها برای ایشون خوب نیست
      بلکه مضر هم هست.وقت و پول خودتونو تلف نکنید
      تعداد افراد کمی هستند که برای روانکاوی موثرند

  128. سلام خسته نباشید من دوسال ازدواج کردم اوایل وقتی مشکل یا بحثی پیش میومد همسرم به یکباره قلب درد شدید میگرفتویا از کوره درمیره وهرچی از دهنش درمیاد و میگفت که بعدش بشدت پشیمون میشد و دلجویی میکرد چون خیلی احساسیه اما به تازگی چندبار پیش اومده که بحثی پیش میاد تمام بدنش بی حس میشه و سرگیجه میگیره و خودش میگه نمیتونه بدنش و تکون بده بعدش یکم زمان میگذره بهتر میشه البته اینم بگم که فشار روحی خیلی زیادی و داره تحمل میکنه اما خیلی نگرانشم میترسم خداینکرده سکته کنه چون پدرش سابقه سکته مغزی و بیماری دماس داره لطفا اگر دارویی باید مصرف کنه یا دکتر مغز و اعصاب نیاز داره بهم بگید

  129. سلام.من ۲۲سالمه و از همون بچگی یادمه که ترس از صحبت در جمع داشتم.وقتی جلو کلاس انشا میخوندم صدام تغیر میکرد و وقتی طول میکشید خوندنم،دستام هم میلرزید.الان هم خیلی زود عصبی میشم و موقع جر و بحث با یکی ،ناخودآگاه بدنم شروع به لرزش میکنه که خیلی ناراحتم کرده این موضوع.لطفا راهنماییم کنید

  130. سلام جناب دکتر
    دکتر بنده ۲۰ روز پیش پاروکستین ۵ شبا دادن و گفتن ۱۰ روز بعد ۱۰ میلیش کن شبها بعد شام نه خواب۔ این هفته گفتن از روز ۲۰ به بعد و بعددناهار ۱۰ میلی هم اضافه کن۔ من شبها مسکل بد خوابی دارم نصف سب پا میشم۔ دکتر گفته چیییت نیست در واقعیت ولی من به خصوص که نصف شب پا میشم خوابم خیلی بد میشه و صبح ها تا ظهر حالم یه جوریه و اصلا تا ظهر تشتها هم ندارم۔ برای خواب چون زور کردم اگزازپام گفتن بخور ولی نمیدونم بخورم یا نه۔ این حال صبح تا ظهر ها به چه دلیل هست دکتر؟ بعد این بی اشتهایی رو چکار کنم؟
    ممنون

  131. ببخشید دکتر من از دوران دبستان هم تو مدرسه وقتی میخواستم درس جواب بدم شفاهی یا انشا بخونم یا کنفرانس بدم دچار اضطراب میشدم ولی الان که ۴۰ سالم شده درباره سلامتی خودم و خانوادم در مورد مریضیهای سخت خیلی نگرانم و اضطراب دارم و هیچ طوری نمیشه کنترلش کرد.روزی یه سرترالین ۵۰ و پوکساید ۱۰ میخورم پوکساید را بیشتر میخورم ولی افکار منفی دست از سرم بر نمیداره….

  132. سلام آقای دکتر من یه دختر ۱۶ ساله ام همش استرس دارم شبا نمیتونم بخوابم یا اگر بخوابم زیادمیخوابم همش دلم میخواد تنها باشم تو جم بودنم اذیتم میکنه فک کنم یه یک سالی مشه دچارش شدم حرفای دیگران رفتارشون حتی یه سری صداها واقعا عصبیم میکنن یه بار دست به خودکشی زدم جواب نداد و متاسفانه الان زندم
    بعد اون با کاتر رویه دستم خطای آروم میکشیدم یا با زدن جسمی یا مشت زدن به دیوار خودمو خالی میکنم
    میشه کمکم کنین از خودم بدم میاد احساس پوچی میکنم احساس میکنم چیزی نمیتونم خوشحالم کنه استراسا واقعا اذیتم میکنن دیگه تحمل ندارمممممم

    • شما یه سری مشکلات روحی روانی داری که از سطح بابای تنش و و اضطراب درونی ناشی میشه.تحمل ناکامی رو نداری.دچار بی ثباتی هستی. و احتمالا از درون صاحب یک هویت منسجم نیستی. نوسان خلقی هم احتمالا داری
      بهتره از همین سن کمی که داری روی خودت کار کنی و زودتر خودسازی انجام بدی
      بخشی از درمانت با دارو انجام میشه و بخشیش به کمک رواندرمانیه

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*