فروپاشی عصبی (Nervous Breakdown)

-دکتر،دیگه بُریده م…به ته ِ خط رسیده م…دیگه رَمَقی برام باقی نمونده…نمیتونم ادامه بِدَم…دارم دیوانه میشم.

-اینها جملاتی هستند که ما روانپزشکان هر روزه از زبان تعداد زیادی از مراجعینِ خود میشنویم.اشخاصی که برای مدت طولانی فشار زیاد ِ کاری یا عاطفی را تحمل کرده اند و حالا احساس خالی شدن از انرژی را می کنند.
-یک آقای ۳۴ ساله از مراجعینم تعریف می کرد که بعد از سالها زندگی کارمندی توانسته بود مبلغ قابل توجهی پس انداز کند.او برای رسیدن به یکی از آرزوهای قدیمی خویش یعنی خرید یک ماشین خارجی ،پس انداز ِ خود را به حساب شرکت وارد کننده ی خودرو واریز کرده  و بیصبرانه منتظر بود که بعد از یکی دو ماه ماشینِ خود را تحویل بگیرد.در واقع با تحویل ماشین،هم او به آرزوی سالهای جوانی خود می رسید و هم زن و بچه ی خود را خوشحال می نمود.اما مراحل  تحویل ماشین،ماه ها بطول  انجامید و هربار که وی پیگیری می نمود با وعده ی سرخرمن روبرو می شد.کم کم شدت ِ این  انتظار،فشار ِ روانی وارد به او را افزایش داد.عصبی و کلافه شده  بود.زود اشکش در می آمد.تمرکز خود را از دست داده و حوصله ی رفتن به سرکار را نداشت و سر فرزندان خود فریاد می کشید.

-القصه،بالاخره بعد از یکسال،زمانی ماشین به وی تحویل داده شد که او  دیگر حوصله ی  استفاده از آن را نداشت.او درست مانند ِ سرباز در سنگر نشسته ای که همیشه در حال آماده باش بوده است، تمامِ تاب و توان خود را از دست داده و از انرژی ِ زندگی تُهی شده بود و حالا که باید همراه خانواده خود با ماشین لوکس جدیدشان به گشت و گذار و سفر می رفتند دیگر شوقی در وجود وی باقی نمانده بود.

-بله،او دچار فروپاشی ِ عصبی _ روانی شده بود و این  بیت از شعر شهریار ،زبان حال او شده بود که :آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا!…

-شما هم در پیرامون خود می توانید نمونه هایی ازین دست فروپاشی و به انتهای خط رسیدن ها را مشاهده کنید:

-دختری که برای ازدواج با پسرمورد علاقه اش سالها صبر می کند و زیر بار انتقادهای خانواده اش بمباران می شود فروپاشی عصبی6ولی آن پسر هیچ اقدام راضی کننده ای برای وصال با آن دختر انجام نمی دهد.نه رابطه را به اتمام می رساند و نه قدمی برای امیدوار کردن و دلگرمی ِ دختر برمی دارد و وی را دریک تردید و تعلیق ابدی نگه میدارد.روزها و شبها از پی هم می گذرند و دختر،که یک تنه سعی در حل موانع داشته است  بتدریج احساس میکند که دیگر توانی  برای ادامه ی این ماجرا ندارد و همه ی تلاش سالهای جوانی خود را به هدر رفته میبیند.حالا او احساسِ شکست و فرو پاشی می کند.


-مردی که یک دهه است با زنی ناسازگار زندگی می کند و  آن زن با تحقیر وضعیت مالی وی یا با توهین به خانواده ی وی  روز به روز اعصاب وی را تخریب  می کند و هر چه آن مرد تلاش می کند تا با کار و درآمد بیشتر رضایت او را کسب کند،هر بار با در بسته روبرو می شود.مرد بیچاره  حالا دیگر احساس می کند تمام انگیزه سالهای جوانی خود را برای به دست آوردن یک زندگی کامیاب و مملو از عشق از دست داده و در زندگی دچار ناکامی شده و به انتهای خط رسیده است.
فروپاشی عصبی10

– من در دوستان خود،مرد چهل ساله ی خانواده دوستی را می شناختم که علاوه بر مدیریت زندگی  شخصی خود ،از والدین و  تمام خواهر و برادرهای خود “رابین هود وار”  حمایت می کرد .او از صبح تا شب در حال تلاش و دویدن بود،دایم در حال پاسخ دادن به زنگ موبایل بود.دایم در حال رفع سوتفاهم ها و اختلافات اطرافیان بود. مجبور بود همیشه از جان و عمر خود مایه بگذارد تا دیگران را راضی نگه دارد…تا  کسی با کسی اختلاف و کدورت نداشته باشد…تا جمع بزرگ فامیل همه کنار هم قرار بگیرند.او بدون این اتفاقات احساس خوبی نداشت و خود را مقصر قلمداد می کرد …روزها دچار استرس بود و شبها ترافیکی از افکار مزاحم در ذهن خود داشت…

فروپاشی روانی

فروپاشی روانی


تا اینکه  بعد از دو دهه زندگی اینچنینی ، یک روز عصر بعد از  اتمام کار روزانه  احساس می کند که قلبش دچار ضربان شده است…سردرد و سرگیجه دارد و صدای زنگ موبایل مغزش را می خراشد…بتدریج احساس می کند که  توان سرپا ایستادن ندارد…و کمی بعد ناگهان به زمین سقوط می کند… کارمندانش او را به اورژانس بیمارستان می رسانند.عکس و آزمایش و نوار قلبی و مغزی همه انجام میشود و دکترها به او می گویند که هیچ بیماری جسمی قابل اثباتی در او نیافته اند  و او باید به دکتر روانپزشک مراجعه کند…دکتر روانپزشک نیز  با شنیدن شرح حال ِ او متوجه می شود که بله، این مرد شریف و پرکار و خانواده دوست  دچار خستگی ِ روحی _ روانی شده است.بعبارت عامیانه کم آورده  و به فروپاشی عصبی مبتلا شده است.

علایم جسمانی فروپاشی عصبی:

فروپاشی عصبی5

۱- احساس طپش قلب
۲-سِفت (منقبض) و دردناک شدن عضلات
۳-تعریق کف دست، تعریق زیر بغل
۴-سبکی سر و احساس گیجی
۵-احساس لرزش در بدن، یا تکان دادن ناخوداگاه دست و پا
۶-درد و ناراحتی در ناحیه شکم
۷-خستگی و فقدان انرژی
۸-دردهای مبهم و بدون علت در نقاط مختلف بدن
۹-سرفه‌های بی‌علت یا سرماخوردگی‌های مکرر ناشی از تضعیف سیستم ایمنی
۱۰-سردرهای عصبی

علایم ذهنی فروپاشی عصبی:

فروپاشی عصبی12

۱- اضطراب
۲-ترس غیر عادی یا حمله‌های پانیک (هراس)
۳-بهم ریختگی در برنامه ریزی
۴-کاهش میل جنسی
۵-ناتوانی جنسی
۶-بی خوابی، کم خوابی بخاطر وجود فکر و خیال (افکار مزاحم)
۷-نداشتن ِ تمایل  برای  ارتباط با دوستان یا با شریک عاطفی
۸- تحریک پذیری، عصبانیت یا خشم ناگهانی و انفجاری
۹- ناتوانی در تمرکز حتی برای خواندن یک پاراگراف کوتاه یا برای شنیدن سرتیتر خبرهای تلویزیون
۱۰-بی حوصلگی و افسردگی، تُن صدای پایین،شانه‌های افتاده و…

علایم عاطفی فروپاشی عصبی :

فروپاشی عصبی9

۱-براحتی بغض و گریه کردن
۲-احساس تنهایی و بی‌ کَسی
۳-احساس گناه
۴-لذت نبردن از زندگی… عدم علاقه به کارهایی که قبلا لذت بخش بوده اند.
۵-منفی باف و بدبین شدن به همه چیز و همه کَس.
۶-وجود افکاری مبنی بر سیر شدن از زندگی و تمایل برای اتمام زندگی (فکر به خودکشی)
-راه کارهای مقابله با فروپاشی عصبی :
۱-بدون شرم و خجالت به مطب روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید

فروپاشی عصبی

فروپاشی عصبی

و مشکلات خودتان را با آنها در میان بگذارید.یک روانپزشک حاذق بدون افتادن در دام تشخیص گذاری های افراطی و با درک مشکل شما متوجه خواهد شد که شما بخاطر کار کشیدن زیاد از سیستم عصبی تان  دچار تحلیل قوا و انرژی شده اید و نیاز به  استراحت و تجدید قوا  دارید. پس او بدون ترساندن شما،با طرح ریزی ِ یک دوره ی درمان کوتاه مدت  و با تجویز استعلاجی  و آموزش همه ی راه های رسیدن به آرامش روانی شما را مدد خواهد کرد تا هرچه زودتر از این برهه ی اُفت انرژی ، رهایی یابید.

۲-با صحبت با دیگران فشار درونی خودتان را کاهش دهید.در تنهایی درد و رنج شما بیشتر میشود…این برای شما حیاتی است  که با دیگران مخصوصا با آدمهای دلسوزی که بی قضاوت و بی آزار هستند حرف بزنید…حرف زدن معجزه می کند و برون ریزی هیجانی از رنج  و آلام شما می کاهد…شاید شما در دل خودتان میگویید که نمیخواهید با درد و دل کردن،مزاحم دیگران شوید و آنها  را برنجانید ولی توجه داشته باشید که الان شما در وضعیت خطرناک و اورژانسی قرار دارید .فروپاشی عصبی7کمک کردن به انسانهای دیگر یک صفت شریف انسانی است، پس به دیگران اجازه دهید از این صفت درونی خودشان مطلع شوند و آن را به کار بگیرند.شاید این کار خوشحالشان کند.



۳-نیازهای جسمی خودتان را جدی بگیرید
و آنها را در الویت قرار بدهید…ترشح طولانی مدت هورمون استرس(کورتیزول) همه ی اجزای سیستم ایمنی و بقای شما را تحلیل برده و سلولهای بدن شما را ضعیف و ناتوان کرده …پس حسابی باید به خودتان برسید…پروتئین مصرف کنید…سبزی و میوه ی تازه بخورید…لااقل روزی بیست دقیقه از خانه بیرون بزنید… بگذارید پوستتان نور آفتاب بخورد و “ویتامین د” در بدنتان ساخته شود…شما این روزها به میزان بیشتری از این ویتامین  که نقش مهمی در بازسازی خلق و روحیه و اصلاح الگوی خوابتان دارد ،نیازمندید.اگر توانستید ولو در حد نیمساعت یک پیاده روی سبک اطراف خانه تان داشته باشید. 

۴-با خودتون مهربان و منصف باشید.
اینقدر بخاطر سطح توقع ِ بالا، خودتان را ملامت نکنید.این را بدانید که کمالگرایی یک دام ِ بزرگه و ما باید سطح توقعی که از دنیا داریم را با تغییر شرایط ِ زندگی ،کم و زیاد کنیمفروپاشی عصبیاگر دچار فروپاشی عصبی-روانی شده اید نباید مثل سابق از خودتان توقع زیادی داشته باشید .بخودتان مجال ِ استراحت برای بازگشت انرژی های از دست رفته را بدهید. 

۵-برای برگشت انرژیهای از دست رفته باید خودتان را ریلکس کنید تا دوباره سرحال و ریفرش بشوید…ریلکسیشن منظم روش فکر کردن ِ شما و احساس شما را در مورد همه چیز تغییر خواهد داد.فروپاشی عصبی3


۶-مشکلات خودتان را تقسیم کنید.وقتی همه ی دردسرها و مشکلاتتان را یکجا ببینید و یکجا  بخواهید آنها را حل کنید مرعوب و وحشتزده می شوید. اما اگر بعضی از آنها را فعلا نادیده بگیرید و بقیه را هم به دسته های کوچیکتر تقسیم کنید جسارت وانگیزه ی مقابله با آنها را پیدا می کنید…. در هر زمان فقط باید با یکی از مشکلاتتان کلنجار بروید… الان وقت اجرای نقشه های بزرگ و یا  تصمیم گیری های بزرگ  نیست….ما برای به دریا انداختن قایق باید صبر کنیم تا موج ها بروند  و دریا  آرام گردد …پس شما هم عجله نکنید…صبر کنید …دنیا به یک منوال نمیماند…شما الان از نظر روانی قادر به مقابله ی موثر با مشکلات نیستید…شما  در مشکلات غرق شده اید…تصمیم بگیرید برای مدتی تصمیم نگیرید….بعد از استراحت و بازسازی خودتان ،یکی یکی میتوانید به حل مشکلات بپردازید.


۷-از خودتان بپرسید دوست دارید در آینده چطور زندگی کنید….فروپاشی عصبی4اینکه شما الان دچار فروپاشی عصبی شدید به این معناست که  یک جای کارتان ایراد داشته است.شاید فکر میکرده اید که کار و پول زیاد اسباب خوشبختی شما را فراهم می آورد …یا شاید فکر میکرده اید روابط زیاد با آدمها و راضی نگه داشتن ِ همه ی آنها موجب خواهد شد تا  زندگیتان برکت پیدا کند و دنیا با شما مهربان تر  شود.خب ،حالا که دچار شکست  و فروپاشی روحی روانی شده اید،در باورهای قبلی خودتان تجدید نظر کنید.الان شما فرصتی دارید تا بطور دقیق برای آینده تان و سبکی که ازین به بعد زندگی خواهید کرد فکر کنید…باید فرق جدیدی در زندگیتان ایجاد کنید تا اشتباهات گذشته را تکرار نکنید …سناریوهای زندگیتان را بازبینی کنید و برای چیزهای جدیدی که تا الان وقت نگذاشته اید  جا باز کنید.

۸-یک آینده ی خوب برای خودتان تصور کنید .سعی کنید از چیزهای کوچیک در زندگیتان لذت ببرید…مفهوم ِ زندگی، شادمانی از چیزهای کوچک در لحظه ی فعلی  است…ملاقات دوستان خوب ِ قدیمی…پیاده روی …رفتن به خرید…سفر و گردش…صرف وقت با عزیزان .

-در انتها یاداوری میکنم که اصطلاح “فروپاشی عصبی” فروپاشی عصبی2یا “فروپاشی روانی” که ترجمه (NERVOUS BREAKDOWN)می باشد، از نظر طبقه بندی های بین المللی معادل اصطلاح اختلال ناسازگاری یا اختلال تطابق(ADJUSTMENT DISORDER) می باشد.
نویسنده: دکتر پرویز علی وردی (روانپزشک)
-وبسایت: www.parvizaliverdi.com
-پی نوشت:کپی برداری و حذف نام نویسنده عملی غیر اخلاقی بوده و در شان یک انسان فرهیخته نیست.

 

 

 

 

7 Comments on فروپاشی عصبی (Nervous Breakdown)

  1. سلام دکتر.تشکر از ته قلب از شما بابت پاسخگویی به سوالات مریض ها
    آقای دکتر من یه پسر ۱۸ساله هستم که پدرم رو در سن هفت سالگی از دست دادم و سختی های روانی زیادی رو تحمل کردم تا این که پارسال برای مادرم یه خواستگار اومد و ازدواج کردند اوایل اون آقا میگفت به قصد یتیم نوازی اومده و از این حرفای قشنگ ولی کم کم خود واقعیش رو نشون داد،، منو به عنوان مانع میدید و چند تا بحث جدی با هم داشتیم و چون از لحاظ عاطفی مادرم هنوز وابسته بود من مقصر قلمداد میشدم تا تابستان امسال که مادر هم فهمید و قصد جدا شدن کرد ولی اون آقا طلاق نمیده و… من امسال کنکوری هستم و تو یکی از مدارس تیزهوشان شهرمان درس میخونم با وجود این اتفاق ها چند بار سعی کردم که همه چیز رو فراموش کنم و دوباره درس بخونم ولی نمیتونم اصلا تمرکز ندارم حوصله هیچ کس حتی مادرم رو هم ندارم الآن فصل امتحانامه ولی توان مطالعه ندارم همه علایم بالا رو به شدت در خودم میبینم بجز این که خواب آلودگی و گیجم
    چند ماهی آسنترا مصرف کردم ولی نتیجه ی زیادی ندیدم دارم دیوونه میشم به نظر شما من افسردگی دارم یا اضطراب یا فروپاشی عصبی یا؟؟

    از پاسختون بینهایت سپاسگذارم

    • حالا فرقی نداره تشخیص چی باشه…چون فقط بازی با لغاته
      مهم اینه که شما باید با کمک دو سه تا دارو و همچنین مشاوره توسط روانشناس حالتون خوب بشه
      به مراکز درمانی دانشگاهی شهر خودتون مراجعه کنید

  2. سلام.راستش من با ی مشکل روبرو شدم که الان حدود ۵ ماهه دارم روش کار میکنم و کلی ازمون خطا کردم ولی هنوز نتونستم ب نتیجه ای برسم واقعا دیگه نمیدونم باید چکار کنم.راستش من ی پشت کنکوری ام و قبلا المپیادی بودم و مدرسه سمپاد درس میخوندم و مدرسه هم به خاطر المپیادم نمیرفتم.و زمان المپیاد حدود ۱۳ ساعت در روز میخوندم ب مدت دوسال و روز ازمون اتفاقی پیش اومد که وقتی رفتم سر جلسع حال خوبی نداشتم برای همین قبول نشدم منتها اون سال اخر ب خاطر دوری از همه و موندن زیاد ت ی کتابخونه ی بیمارستان دچار افسردگی شدم . سال کنکورم اتفاقاتی افتاد که خیلی بد بهم ریختم و افسردگی م خیلی شدید تر شد. ۴۵ روز اخر ب خودم اومدم و تمام تلاشم رو کردم ولی خوب رتبه قبولی برا پزشکی دانشگاه ملی رو نیوردم.ت بهار سال کنکورم مشخص شد که بیش فعالی دارم و دکتر بهم ریتالین داد ولی جواب نمیداد روم و اتومکستین هم اضاف شد .وقتی قبول نشدم دوبارع بعد ی مدت شروع کردم و خوب مث زمان المپیادم نمیتونم بخونم نمیدونم چرا ۸/۵ ساعت میخونم و میدونم ۸/۵ برا دو رقمی شدن ساعت کمی یع .اما مشکلی که بوجود اومده هنگام ازمون دادن مه که ب شدت بی دقتی میکنم در حدی که شده سر جلسه ۷۰ سوال غلط زدم و موقع تحلیل میبنم ۶۵ تاش بی دقتی بوده.اصلا نمیدونم باید چکار کنم خواهشا کمکم کنین واقعا دارع اینده زندگی ام نابود میشه :/
    من ت خونه هم اگه چن تا سوال پشت سر هم جواب بدم هم بی دقتی زیادی دارم اما اگه تک تک سوال رو جواب بدم و برم پاسخشو نگاه کنم خیلی کم پیش میاد بی دقتی کنم
    بی دقتی های من شامل بدخوندن گزینه.اشتباه محاسباتی.بدخوندن سوالع
    واقعا هم عجله نمیکنم سر جلسه برا جواب دادن سوال

  3. سلام جناب اقای دکتر
    یه سوال داشتم از خدمتتون بنده دارم داروی ضد استرس مصرف میکنم. میخواستم بدونم ایا مصرف ادویه جات تند و تیز و ترش ، مثل فلفل و سرکه و مواد کافئین دار ، مثل قهوه و چای و نوشابه باعث افزایش استرس و تشویش میشه ؟ ممنون از راهنمایی شما بزرگوار.

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*