دزیپرامین،این داروی کمیاب و ته قفسه ای که در طول سالیان گذشته در ایران به سختی در دسترس مصرف کنندگان بوده یک داروی قدیمی ولی قدرتمند است که در برخی میدانها مانند درمان افسردگی،درمان کمبود تمرکز،درمان دردهای نوروپاتیک ،و درمان سندروم روده تحریک پذیر از نوع اسهالی (IBS)واقعاً میدرخشد ولی در برخی میدانها اصلاً موفق و مفید نبوده است.
برای تعیین تکلیف خودمان با این داروی ضد افسردگی بهتر است هفت قلمرویی که این دارو در انجاها معمولاً بیفایده یا پرریسک است را مشخص کنیم:
۱-در جایی که دردِ مزمن بدون مؤلفهٔ نورونحسی باشد—مثلاً دردهای کاملاً ساختاری، التهابی یا ارتوپدی—دزیپرامین کار چندانی نمیکند. این دارو طوری طراحی شده که «حساسیت سیستم هشدار» را پایین بیاورد، نه اینکه مشکل فیزیکی و مکانیکی را حل کند. در دردهای آرتروز زانو، یا کمردرد ناشی از دیسک واقعی، اثرش از جنس آرامکردن آلارم است، نه تعمیر ساختمان؛ بنابراین فایدهای ندارد.پس این دارو فقط در دردهای عصبی ناشی از تنشهای درونی مفید است.
۲-در جایی که بیخواب مشکل اصلی فرد است( نه افسردگی و نه درد). دقت کنید که دزیپرامین چون محرک است حتی میتواند خواب را سبکتر کند. درست است که دزی پرامین جزو سه حلقه ای هاست و اینها اغلب خوابآورند، اما دزیپرامین جزو آنها نیست و برای کسانی که از ابتدا خوابشان شکننده است،بیخوابی را سخت تر و آزاردهنده تر میکند.
۳-در کسانی که اضطراب خالص و متمرکز دارند(نه اضطرابِ همراه با درد یا افسردگی)این دارو معمولاً انتخاب هوشمندانهای نیست.این دارو چون محرک است و آدرنالین را افزایش میدهد، ذات تحریکپذیری خفیف نورآدرنرژیکش میتواند ضربان را کمی بالا ببرد یا بیقراری ملایم ایجاد کند. بهعبارت دیگر، برای کسی که موتور ذهنش همین حالا هم تند میچرخد، بنزین پاشیدن چندان کمک نمیکند.
۴-کسانیکه تحریک پذیری و خشم و عصبانیت بالایی دارند.با شروع این دارو عصبی مزاج تر میشوند
۵-کسانیکه استانه تشنج پایینی داشته و سابقه ی حملات صرعی و تشنجی را دارند
۶-نیاز به گفتن نیست که کسانیکه دچار دو قطبیهای نوع یک و دو هستند .تجویز این دارو بدون همراهی با داروهای مخصوص دو قطبی(لیتیوم-دپاکین-کاربامازپین-لاموتریژین-اولانزاپین و…)منجر به شعله ور شدن فاز سرخوشی و آشفتگیهای روانی میگردد.
۷-کنار همهٔ اینها، آن قلمرو معروف IBS با یبوست هم قرار میگیرد؛ در جایی که روده همین حالا هم کند و تنبل و کم کار است و دزیپرامین بخاطر خاصیت آنتیکولینرژیک بودنش از لحاظ فیزیولوژیک یبوست را سخت و سخت تر میکند.
☣قانون کلی همین است: هرجا بدن به «تقویتِ حرکت روده، آرامسازی فیزیولوژیک، یا کاهش آشفتگی» نیاز دارد، دزیپرامین چندان همراه خوبی نیست. این دارو مناسب کسانیست که دردِ عصبی، افسردگی و پرخوابی، کم تحرکی ،و کمبود تمرکز دارند.
دزی پرامین برای کدام تیپهای شخصیتی مناسبتر است؟
احتمالا تیپهایی که ذهن فعال با کمی اضطراب دارند مانند تیپ ۳ و ۶ و ۷ اینیاگرامی که لازم است از طرفی ذهنشان کمی ارامتر شود و از طرف دیگر تحرک و فعالیتشان کاهش نیاید ،این دارو احتمالا میتواند مفید باشد.
ولی مثلا چرا این دارو را به تیپ ۸ و ۱ نمیدهیم؟ چونکه تیپهای ۸ و ۱ اینیاگرام (و تیپهای مشابه در MBTI) معمولاً ذهن فعال، قوی، با کنترل بالا یا نیاز به ثبات و انسجام دارند، و دارویی مثل دزیپرامین میتواند اثرات جانبی غیرمطلوب برای آنها ایجاد کند.چونکه در تیپ ۸ («چالشگر» / خودمختار و کنترلگر)بخودی خود ذهن و سیستم عصبی آنها به طور طبیعی فعال و پرانرژی است.
و دزیپرامین که محرک ملایم نورآدرنرژیک است، میتواند تحریکپذیری و ضربان قلب را افزایش دهد و باعث بیقراری یا اضطراب بیشتر شود.
این تیپها معمولاً نیاز به افزایش آرامش و کنترل عاطفی ملایم دارند، اما نه با دارویی که ممکن است تحریکپذیری آنها را بالا ببرد.بنابرین ssri ها یا Bz ها یا انتی سایکوتیکهای low dose برای آنها مفیدتر است.
یا مثلا در تیپ ۱ («کمالگرا» / قانونمدار و منظم)
که ذهن بسیار منظم و حساس به خطا و نقص دارند.دزیپرامین میتواند خواب را سبکتر کند یا باعث کمی تحریکپذیری عصبی شود.
در افراد تیپ ۱، این امر ممکن است اضطراب درونی و کمالگرایی را تشدید کند، و باعث شود که دارو تأثیر مثبت نداشته باشد یا ناراحتی ایجاد کند.
به عبارت ساده: دزیپرامین برای تیپهایی که ذهنشان بیش از حد فعال یا حساس است (مثل تیپهای ۸ و ۱)، معمولاً مفید نیست، زیرا خاصیت محرک و آدرنالینی آن میتواند اضطراب، بیقراری یا تحریکپذیری را افزایش دهد و مزایای دارو را کاهش دهد.
و دربین تیپهای MBTI نیز تیپهای دانش طلب(NT) و برخی آرمان طلبها(NF)مانند ENFP ها ازین دارو بیشتر سود میبرند.در حالیکه احتمالا SJ ها از SSRI ها میتوانند بیشتر بهره مند گردند.(لطفا این جملات را صرفا بعنوان پیشنهاد احتمالی در نظر بگیرید و اینها رابرای خودتان تبدیل به قانون کلی نکنید.و هنگام تجویز دارو توسط روانپزشکتان این جملات را بعنوان فکت نیاورده و در کار او دخالت نکنید، چرا که تجربه ی بالینی پزشک شما فراتر از نوشته و حدسهای ماست )
اخرین نکته اینکه شروع دزی پرامین با اندکی خواب آلودگی همراه است که بعد از چند روز جای خود را به سرحالی و فعال شدن میدهد.
Leave a Reply