دلشوره صبحگاهی

راز دلشوره صبحگاهی: چرا بعضی‌ها با ترس و استرس بیدار می‌شوند

دلشوره‌های صبحگاهی یکی از شکایت‌های رایج در کلینیک‌های روان‌پزشکی و روان‌درمانی است. این پدیده نتیجهٔ تعامل سه لایهٔ هم‌زمان است: تغییرات فیزیولوژیک مانند افزایش کورتیزول و فعال‌شدن دستگاه سمپاتیک، الگوهای شناختی همچون نشخوار ذهنی و بزرگ‌نمایی تهدید، و سازوکارهای روان‌پویشی شامل اضطراب جدایی، تعارض‌های ناهشیار و فشار فراخود. این مقاله با رویکردی مرحله‌به‌مرحله نشان می‌دهد چگونه این سه لایه در لحظهٔ بیداری به هم می‌رسند و تجربهٔ دلشوره را شکل می‌دهند، و در پایان مسیرهای درمانی مبتنی بر تنظیم بدن، اصلاح شناخت، و کار روان‌پویشی را توضیح می‌دهد. این فهم چندبعدی کمک می‌کند دلشورهٔ صبحگاهی نه به‌عنوان ضعف، بلکه به‌عنوان پیام بدن و روان درک و درمان شود.

سیستم عصبی، ترس، استرس و بقا: از آمیگدالا تا عصب واگ

وقتی تهدیدی حس می‌کنیم، آمیگدالا مثل یک نگهبان مخفی، آژیر خطر را به‌سرعت به صدا درمی‌آورد و بدن را برای «جنگ یا گریز» آماده می‌کند. این پاسخ فوری، ما را از خطرات نجات داده، اما اگر مداوم فعال بماند (مثل اضطراب مزمن)، به آرامی روان و بدن ما را می‌فرساید.
نظریه پلی‌واگال به ما یاد می‌دهد که کلید واقعی سلامت روان و کیفیت روابط، توانایی بازگشت از حالت دفاعی به «حالت اجتماعی» و ایمن است؛ یعنی جایی که می‌توانیم ارتباط برقرار کنیم، لمس کنیم، صدا بشنویم و آرام بگیریم.
اگر در این چرخه بقا گیر کنیم، نه‌تنها بیمار می‌شویم، بلکه دیگر نمی‌توانیم به‌طور واقعی عاشق شویم، گوش بدهیم یا همدل باشیم.
پس یاد گرفتن تنظیم آمیگدالا و فعال‌سازی عصب واگ، یک مهارت حیاتی برای نجات روان، بدن و روابط ماست — مهارتی که هرکسی باید بخواند، بیاموزد و تمرین کند.
این متن دعوتی است برای خروج از حالت بقا و ورود به دنیای امنیت، عشق و ارتباط واقعی

روشهای کاربردی در مواجهه با خطر ،مهار آمیگدال

در لحظه‌هایی که صدای آژیر و انفجار، مغز و روان را فلج می‌کند، هیچ فرمانی نمی‌تواند آمیگدالا (مرکز ترس در مغز) را با منطق آرام کند. اما بدن، راه‌های قدیمی‌تر و عمیق‌تری بلد است: با نفس، با تماس، با ریتم، با جویدن و لمس ساده یک شیء کوچک. در بحران، زنده ماندن روانی یعنی بازگرداندن حضور به همین «الان»؛ یعنی به جای جنگیدن با مغز، به بدن تکیه کردن. همین تمرین‌های ساده، واگ را فعال می‌کند، سیستم ایمنی روانی را بیدار می‌کند، و اجازه می‌دهد زیر آتش، هنوز بگویی: «من هستم.»

عصب واگ قهرمان پنهان در دل بحرانها

عصب واگ پل زنده بین مغز و بدن، و کلید اصلی آرامش در بحران است؛ وقتی فعاله، ضربان قلب آرام، تنفس عمیق، گوارش روان و ذهن متمرکز باقی می‌مونن.
انسانی که واگ قوی داره، در دل بحران به جای فروپاشی، می‌تونه حضور قوی داشته باشه، درست تصمیم بگیره، و حتی مهربانی رو حفظ کنه.واگ به ما یاد می‌ده به جای جنگ و فرار، روی زانوی خود بایستیم و ریشه‌ای‌تر با زندگی روبه‌رو بشیم.
تقویت واگ یعنی تمرین آرامش، تنفس، و بازگشت به خود، نه وابستگی به عوامل بیرونی.واگ همان نیروی درونی‌ای است که ما را در طوفان‌ها، پایدار نگه می‌دارد.

کمالگرایی،مادر ِ همه ی بیماریها

۱۹ خرداد, ۱۴۰۴ دکتر پرویز علی وردی 0

کمال‌گرایی شاید در نگاه اول فضیلت به‌نظر برسد، اما در واقع می‌تواند ریشه‌ی بسیاری از رنج‌های پنهان و آشکار ما باشد. اگر یاد بگیریم به جای “کامل بودن” ، بتدریج “کامل شدن” را تمرین کنیم، آنگاه زندگی برایمان نه میدان مسابقه، بلکه بستری برای تجربه، رشد، خطا و لذت خواهد بود.

سئوال و جواب در باره میرتازاپین

۵ مرداد, ۱۴۰۱ دکتر پرویز علی وردی 204

میرتازاپین(mirtazapine) یک داروی ضدافسردگی جدیده که مانند داروهای جدید میزان سروتونین مغز(serotonine) را افزایش میده ولی بر خلاف اونها خواب و اشتها رو بهم نمیریزه و بیقراری ابتدایی رو نداره
این دارو علاوه بر اثر نشاط آوری دوتا ویژگی خاص هم داره:یک خواب اور خوب و قویه که حتی جلوی خواب (کابوس)دیدن رو میگیره؛دوم اینکه در افراد بی اشتها و لاغر موجب افزایش اشتها و وزن میشه
همچنین در افراد مضطرب و بیقرار و نیز در کسانیکه با داروهای دیگه دچار افت میل جنسی شدند قابل تجویزه

کاربرد TMS در درمان افسردگی

۲۴ مرداد, ۱۴۰۰ دکتر پرویز علی وردی 131

تحریک مغناطیسی از طریق جمجمه(Transcranial magnetic stimulation) که به آن «TMS» می‌گویند،یک روش غیر دارویی برای درمان افسردگیست.خوشبختانه این روش هیچ عارضه ای ندارد و برای کسانیکه نمیخواهند دارو مصرف کنند روش خوبیست.این روش هیچگونه اشعه ی خطرناک و یا الکتریسته ای را وارد مغز نمیکند و فقط از امواج معناطیسی استفاده میشود.تی ام اس با ECT (الکترو شوک) که در ان از برق مستقیم استفاده میشود کاملا متفاوت است جرا که در الکترو شوک بیمار باید در بیمارستلن بستری شود و بیهوش شود اما در اینجا هر جلسه که فقط ۲۰ دقیقه بطول می انجامد و سرپایی انجام میشود، بیمار هوشیار است.در این نوشتار تصویری از قبل و بعد از درمان ِ یک جوان افسرده با روش تی ام اس را مشاهده می کنید

وقتی رنج روحی به درد ِ جسمی تبدیل میشود

۲۰ شهریور, ۱۳۹۶ دکتر پرویز علی وردی 26

اختلال هیستری که در زمانه ی فعلی بنام اختلال تبدیلی(CONVERSION DISORDER) نامیده میشود نوعی از اختلالات اعصاب و روان است که در ان علایم جسمانی شدیدی مانند فلج عضلات و اندامها -یا ازبین رفتن درک حسی اعضا -یا از بین رفتن قوام و ایستایی بدن و ابتلا به ضعف شدید تمام بدن و-یا در نهایت بروز حرکات تشنجی در غیاب هرگونه علت واضح طبی و پزشکی رخ می دهد.

بیست راهکار برای مقابله با بی خوابی

۵ مرداد, ۱۳۹۵ دکتر پرویز علی وردی 75

– سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی،چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی…این شعر آشنای سعدی، وصف حال بسیاری از مردم در جامعه ی شهری امروزه است.خواب خوب و با کیفیت مثل خیلی چیزهای خوب دیگر مانند هوای پاک و تغذیه ی سالم، تبدیل به کالایی کمیاب شده است و بسیاری از مردم برای رفع مشکل بیخوابی یا بدخوابی ِخود ،دست به دامن داروهای اعصاب شده اند.درست است که ما روانپزشکان برای حل این مشکل انواع داروهای خواب آور را تجویز می کنیم ولی واقعیت این است که این داروها برای یک دوره ی کوتاه دو تا چهار هفته ای و برای اصلاح الگوی خواب نسخه می شوند، و ما انتظار داریم که شخص مبتلا خود را عادت بدهد که با انجام تکنیکهایی که نمونه هایی از آن در این مقاله ارایه شده است بدون وابستگی به این قرصها،خواب شیرین گمشده اش را دوباره پیدا و احیا کند.

فروپاشی عصبی (Nervous Breakdown)

۱۲ تیر, ۱۳۹۵ دکتر پرویز علی وردی 23

فروپاشی عصبی حالتی است که شما بعد از گذراندن یک دوران پر فشار کاری یا عاطفی به ان مبتلا شده اید و احساس می کنید تمام ذخیره های انرژی خودتون را از دست داده اید.احساس به آخر خط رسیدن و یا دیوانه شدن دارید و در خودتان توانایی لازم برای ادامه ی مسیر سخت و پر فراز و نشیب زندگی را نمی بینید.خسته و بی رمق،بی اشتها و بی خواب ،بی حوصله و بی تفاوت شده اید از زندگی لذت نمی برید و از دوستان خود فراری شده اید و شعر حافظ زبان حال شماست که:سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند.دردهای مختلف بدنی،طپش مداوم قلب،لرزش و سرگیجه و تعریق تابلوی یک بیمار نزار از شما به به تصویر کشیده است.این حالت یک وضعیت گذراست که هر کدام از ما انسانها در صورت عدم تجدید نظر در سبک زندگی میتوانیم به آن دچار شویم و این به معنای دیوانه یا روانی شدن نیست و در صورت استراحت و ریلکسیشن و بهره گرفتن از دانش روانپزشکی و مشاوره به سرعت قابل اصلاح است