-متخصصین اعصاب و روان(psychiatrists) ممکن است در نسخه ای که برای مراجع خود می نویسند،داروی دپاکین(DEPAKINE) را هم تجویز کرده باشند و بیمار پس از تهیه آن از داروخانه و خواندن بروشور دارو که در آن درج شده است که این دارو برای بیماری صرع(=تشنج) مصرف می شود شوکه شوند و به تجویز روانپزشک خود شک کنند و تصور کنند که یا این دارو اشتباهی تجویز شده و یا روانپزشک آنها اساسا در موردشان تشخیص اشتباهی داده است.
-ولی باید توجه داشت که هر دارویی موارد مصرف چندگانه در زیرشاخه های مختلف پزشکی دارد که ممکن است همه ی آنها در بروشور دارو قید نشده باشد و در آنجا صرفا به شایعترین بیماریی که این دارو برای آن به کار می رود اشاره شده باشد .
-بنابرین به تجویز روانپزشک خود اعتماد کنید و در جریان باشید که دپاکین داروی بسیار موثر و کم خطر و امتحان پس داده ای در این موارد است:
۱-خشم انفجاری(Intermittent explosive disorder)
۲- عدم کنترل تکانه(impulse control disorder)
۳-تحریک پذیری – پرخاشگری(aggression)
۴-رفتارها یا تکانه ها ی (=جنسی) غیرقابل کنترل
۵-خلق ادواری( =دوره ای بیش از حد شاد و دوره ای بیش از حد افسرده بودن)
۶- آشفتگی (agitation) و بیقراری های شدید و غیر قابل تحمل
۷-اضطرابهای مزمن و مقاوم که با داروهای معمول ضد اضطراب کنترل نگردند
۸-اختلال سلوک و رفتار درکودکان(Conduct Disorder)
۹-درمان کمکی در بیش فعالی کودکان(ADHD)
۱۰-درمان کمکی در اختلالات اوتیسم(autistic disorder)
۱۱-درمان کمکی در افسردگی های مزمن یا مقاوم(Treatment-resistant depression )
۱۲- درمان اختلال دو قطبی(BMD)
۱۳-درمان انواع دردهای عصبی(tension headaches)
۱۴- درمان انواع سردردهای میگرنی(migraine headaches)
و موارد بسیار دیگری که ممکن است روانپزشکِ معالج شما تجویز این دارو را به صلاح شما بداند .
-در صورتی که این داروتوسط متخصص اعصاب و روان(=سایکیاتریست) برای شما تجویز گردیده، اشخاص متفرقه ی پیرامون شما و یا فرد ِ نسخه پیچ داروخانه و حتی متخصصین سایر رشته های پاراکلینیکی حق اظهار نظر و به شک انداختن شما را ندارند.

-ولی اگر شما هرگونه شک و دودلی در مورد این دارو دارید فقط با روانپزشک خود تماس بگیرید تا از علت تجویز این دارو مطلع گردید.خوشبختانه اغلب روانپزشکان در مواقع اورژانس راهی برای تماس با خودشان برای شما در نظر گرفته اند.
-و باز هم خوشبختانه، بر خلاف شایعات و نگرانی های که در مورد این دارو و عوارض آن گفته می شود،در واقعیت این دارو بسیار مفید و کم عارضه بوده و عوارضی مانند ناراحتی کبدی بسیار بسیار نادر بوده اند.البته برای اطمینان بیشتر بهتر است در شش ماه اول مصرف این دارو،آزمایشات کارکرد کبدی(liver function test) بصورت مرتب انجام گیرد و به بیمار در مورد هرگونه آلرژی دارویی – لکه ها و بٍثورات پوستی – زردی(یرقان) و بی اشتهایی و استفراغ ناگهانی – کاهش پلاکت یا گلبولهای سفید خون- پیشاپیش آگاهی داد.هرچند که احتمال این عوارض خیلی کم است و چندان جای نگرانی نیست .
-اما بیشترین عارضه ای که در عمل گریبانگیر مراجعین،مخصوصا خانمهای مصرف کننده ی این دارو بوده است:عارضه ی افزایش وزن و چاقی است که بیش از هر عارضه ی دیگری موجب عدم تمایل آنها به ادامه مصرف دپاکین شده است که برای حل این مشکل هم هر روانپزشکی بنابر تجربه و مهارت بالینی خود تمهیداتی همچون تنظیم دوزاژ دارو-همراهی با داروهای کاهنده ی وزن-توصیه های غذایی و ورزشی را در نظر می گیرد.
– توجه داشته باشید که تمام داروهای روانپزشکی فقط بنابر تشخیص یک روانپزشک که از مکانیسم اثر آنها و از نحوه ی تعامل نروترانسمیترها و رسپتورها در سلولهای عصبی آگاهی ِ کامل داشته و برآنها مسلط است قابل تجویز است و مصرف خودسرانه ی داروها آن هم فقط با کسب ِاطلاعات سَرسَری از صفحات اینترنتی و یا توصیه های ناقص ِ دانشجویی و یا با الگو گرفتن از نسخه ی سایر بیماران و تهیه آنها از مراکز غیر مجاز خیابانی،بسیار خطرناک بوده و عواقب آن،غیرقابل پیش بینی است.
-همچنین در جریان باشید که سود و زیان دارو را باید در مقایسه با یکدیگر بسنجید و به صرف وجود یک عارضه ی کوتاه مدت، خودتان را به اشتباه،از مصرف دارویی که می تواند سرنوشت خلق و رفتار و شخصیت شما را به سمت یک زندگی سالم و پر از آرامش سوق دهد، محروم نکنید.
نویسنده: دکتر پرویز علی وردی (روانپزشک)
-تلفن وقت دهی ۸۸۵۵۶۹۴۶( از مشاوره یا پاسخ از طریق تلفن معذوریم)
-وبسایت: www.parvizaliverdi.com
سلام آقای دکتر.من یک نوع انحراف جنسی دارم و همچنین زودعصبانی هم میشم.پارسال دکتر برام دپاکین ۲۰۰دوتا۳باردرروز همراه سیپرالکس وهالوپریدول ۰/۵ یک باردرروزبرام تجویزکرد که نسبت به قبل نسبتاًنتیجه خوبی داشت.ولی متاسفانه ازاونجایی که من ازخودم هم استعدادچاقی دارم ودپاکین هم اضافه وزن میاره به شدت دچاراضافه وزن ومشکلات جانبی زیادی شدم که مجبورشدم داروراکناربگذارم.والان متاسفانه همون مشکلات قبل برگشته.درضمن برتی کاهش اشتها توپیرامات هم مصرف کردمکه متاسفانه هیچ تاثیری نداشت.الان نمیدونم چیکارباید بکنم.خواهش میکنم راهنماییم بفرمایید.
خب پزشکتون شاید کاربامازپین رو بتونن جایگزین کنند براتون
یا از داروهایی مثل ریسپریدون یا ابیلیفای استفاده کنند
با سلام و عرض ادب و تشکر از زحماتتون. بنده ی سوالی داشتم خدمتتون دو ماه پیش بخاطر سردرد به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کردم که ام ار ای برام نوشت و تشخیصش میگرن بود و قرص نورتریپتیلین ۱۰ شبی نصفی و فلوکستامین ۵۰ شبی ی عدد تجویز کرد حالا بعد حدود دو ماه سردردام کمتر شده ولی خوابم خیلی زیاد شده و وقتی بلند میشم سرم گیج میره و اینکه خیلی خواب اشفته میبینم درصورتی که قبل از مصرف دارو هیچ خواب آشفته ای نمیدیدم.
و خدمتتون عرض کنم که بنده هشت سال پیش باز هم به خاطر سردرد به پزشک مراجعه کردم برا میگرن دپاکین تجویز کردن که تو زمان خیلی کمی اثربخش بودن و سردردام قطع شد ولی بعد از چند ماه بدون دستور پزشک داروها رو قطع کردم.
حالا سوالم خدمتتون اینه که داروهایی که دکتر جدیدم برام تجویز کرده برا میگرن چقد اثربخش هستن و اینکه علت این خواب های اشفته ای که میبینم میتونه ناشی از این داروها باشه؟ و بنظرتون پیشنهاد تجویز دپاکین به پزشکم بهتر نیست با توجه به اینکه قبلا برام اثربخش بودن؟
خوابها اثر جانبی فلوکسامینه
با سلام و احترام
خواهر من با تشخیص اختلال وسواس فکری و افسردگی شدید تحت درمان هستند و داروهای زیر رو به مدت دو و ماه و نیم هست که مصرف میکنند. علی رغم استفاده از مشاوره و روان درمانی بهبود زیادی اتفاق نیفتاده بطوری که حاضر به برگشتن به سر کار، مراوده با دوستان یا حتی انجام فعالیت های قبلی مث موسیقی هم نیست. ممکنه روال درمان تغییری لازم داشته باشه جناب دکتر؟
داروهای مصرفی:
اورپ ، دپاکین، ترانکوپین، بی پریدین، پروپرانولول و فلووکسامین
داروها خوبن
با سلا م وعرض ادب.واقعا مطا لب آموزنده ای دکتر علی وردی ارایه دادن.متا سفا نه نتیجه گر فتم داروی د پا کین با این همه خوبیکه داره ای کا ش عوا رضش کم تر میشد.البته بدن انسا ن ها هر کدا م جوا ب دا دنشا ن به دا روها متفا وته.متشکرم.
البته این روهم خدمتتون عرض کنم که من به دلیل افکار وسواسیم دچار اضطراب هم هستم و قبلا پیش یک روانپزشک دیگه رفته بودم که ایشون اس سیتالوپرام و کوینتیکس تجویز کردن ولی در اوایل مصرف این داروها به شدت اضطرابم در روزای اولیه مصرف بشتر شدو پیششون که رفتم و گفتم که اضطراب شدیدی گرفتم کلا داروهارو عوض کردن و دولوکستین تجویزکزدن که من دیگه نخوردم و پیش روانپزشکی که در کامنت قبلی خدمتتون عرض کردم رفتم. الان سر درگمم نمیدونم اس سیتالوپرام رو ادامه بدم، دولوکستین بخورم یا اون ۴ دارویی که خدمتتون عرض کردم رو مصرف کنم ، ببخشید یکم طولانی شد
خب منطقی اینه که ادم قدم بقدم جلو بره
پله به پله
سلام آقای دکتر خسته نباشید.
بنده یه سوالی داشتم خدمتتون. من بتازگی به دلیل داشتن وسواس فکری و افسردگی خفیف به روانپزشک مراجغه کردم و ایشون قرص های بی پریدین۲ ، دپاکین ۵۰۰،کلومیپرامین۲۵ وپرفنازین۲ تجویز کردند!! واقعیتش من چون اولین باره به قرص خوردن رو آوردم با خوندن کاربرد این قرص ها ترسیدم که این ۴ نوع قرص رو یکهو مصرف کنم و نمیدونم آیا تجویز اینهمه قرص ضروری بوده؟ درصورتی بهشون گفته بودم یکی از اعضای خوانواده ی من در گذشته برای وسواسش فلوکستین مصرف میکرده ولی ایشون برای من این دارو رو تجویز نکردن. میخواستم بپرسم تجویز همه ی این داروها برای داشتن وسواس فکری و افسردگی خفیف درست بوده و با خیال راحت مصرف کنم ؟؟
خب احتمالا در جلسه ویزیت شما وضعیت وخیمی از خودتون به تصویر کشیدید جناب دکتر رو وحشت زده کردید..خب دکترها مهربونن دیگه ..هر چی مشکلتونو هندی وار و اغراق آمیزتر توصیف کنید تعداد داروها بیشتر میشه
اما از شوخی گذشته اگر مشکلتون خفیفه شاید همون کلومیپرامین کافی باشه
سلام دخترم ۱۲ساله .هنوزحالت زنانه نشده .قد و وزن متعادل .بدون هیچ بیماری ومشکل فکری بسیار باهوش پنج ماهه دچار لرزش دست از شانه روزی ۱۰ بار وبیهوشی وقفل شدن دهان و لرزش شدید هر۱۰ روز یک بار شد .اسکن مغز سالم ولی نوار مغز تشنج نشان داد.قرص لوتیراستام لوبل از نصف۲۵۰شروع وبعدا۵۰۰ دو تا در روز مصرف میکردلرزش دست ها بسیار کم وبیهوشی خیلی کمتر بدون قفل شدن دهان بدون کف بالا اوردن هفته ای یک بار.شب ها قبل از خواب استرس وترس زیاد از بیهوشی ولرزش دست برای نیم ساعت.سه هفته هست که دپاکین ۲۰۰ روزی ۲تا هم اضافه شده و در این سه هفته به لطف خداوند نه لرزش ونه بیهوشی هیچ ندیدیم جناب دکتر ایا دخترم خوب شده ممنون
این در تخصص بنده نیست .پزشک نورولوژیست باید نظر بده…ولی تا اونجاییکه میدونم حدود ۵ سال مصرف دارو ادامه باید داشته باشه
سلام دکتر پیشاپیش ممنون از زحماتتون
همسر من از نوجوانی اختلالات دوقطبی بوده.گاها هم رفتارهای عجیب و عصبی ازش میدیدم اما نه زیاد .خوب بود ، اما جدیدا بیماریش عود کرده.روزها خوبه اما شبها از این رو به اون رو میشه انگار ناامیده و دیدگاهش به کل دنیا منفیه و هیچی خوشحالش نمیکنه. تاحالا درمان دارویی طولانی مدت نداشته و تمام قرص هایی که دکترا می دادن یهو قطع میکنه چون میگه روم اثر ندارن.
متاسفانه یک ماه قبل بهش شک کرده بودم که رو آورده به مصرف شیشه و این اواخر زیر نظر گرفتمش و بهم ثابت شد که در طول روز یا دو روز یک بار ، پنهانی مقدار کمی شیشه مصرف میکنه .دنیا رو سرم خراب شده . اما خودش اصلااااا زیر بار نمیره و میگه تمام علت هایی که شک من رو به شیشه برده بخاطر عود کردن بیماری دو قطبیشه.
حالا پیش یه روانپزشک جدید میره و میگه اینبار درمان و قرص رو ادامه میده.
دکترش دپاکین ۵۰۰ ، لگزاتال ۱۰ ، و الانزاپین تجویز کرده
با وجود انکارش من مطمئنم مصرف داره .
دنبال یه راه چاره ام تا مصرفش شدید و طولانی نشده جلوش رو بگیرم اما اون فقط انکار میکنه و با این وضع نمیتونم کمکش کنم. و حالا ترس مقطعی من اینه که نکنه قرص هاش با این ماده مخدر تداخل پیدا کنه؟چون واقعا نه اطلاعاتی از تداخلات مخدرش دارم نه قرصهاش . فقط اسمهاشون رو میدونم و الان ترس برم داشته
باز هم ممنون
افراد دچار بیماری دوقطبی گاها برای بالاتر بردن سطح هیجانشون از نحرکها مصرف میکنند.با همین داروها و با نظارت پزشکش به حالت نرمال برمیگرده
با سلام و درود فراوان
پسری ۳۰ ساله هستم که از هجده سالگی تا حالا نزد چند روانپزشک رفتم و هرکدام نظر خاصی داشتن و با توجه به نظر خودشون دارو تجویز کردن.
پزشک اولی نظرش وسواس بود – پزشک دومی گفت که ترس و اظطراب شدید دارم – سومی گفت پانیک دارم – چهارمی هم رو براتون توضیح میدم:
روانپزشک آخری یک سال و نیم داروهای مختلفی رو روی من امتحان کردند و میگفتند باید دارویی پیدا کنیم که بدن من با آن جواب مثبت بدهد. اما چون داروها فایده نداشت و من هم انگیزه ادامه درمان رو نداشتم از ادامه درمان منصرف شدم. اما بعد از دو سال به خاطر افسردگی شدید به مدت سه ماه مداوم(دقیقا بعد از فارغ التحصیلی) مجبور شدم برم پیش ایشون. این دفعه نظرشون رو با قاطعیت گفتن که افسردگی دوقطبی از نوع دوم رو دارم و گفتن که دوقطبی آخرین نظری هست که روانپزشک به آن مشکوک میشود. به هرحال این دفعه داروی والپروت سندوز رو به همراه ضدافسردگی تجویز کردن – روزی یک گرم والپروت + ۱۵۰ میلی گرم آلوینتا + ۴۰ میلی گرم فلوکسیتین = که این داروها ثابت بودن و داروهای دیگری هم به همراه این داروها تجویز میکردن ک هر بار تغییرشان میداد مانند آریپی پرازول ، تگاتارد ، الانزاپین ، ریسپریدون ، ایندرال ، بی پیریدن.
۱۵ ماه این داروهارو مصرف کردم چون تأثیر چندانی نمیدیدم زیاد امیدوار به ادامه درمان نبودم هر چند که جناب دکتر نظرشان این بود که باید خلقم ثابت شود و بعد از آن حداقل سه سال به مصرف دارو ادامه دهم. اما برای ادامه انگیزه نداشتم به همین خاطر به فکر درمان به روشهای دیگه افتادم.
که به توصیه یکی از دوستان پیش یک راقی رفتم…
جناب راقی بهم گفتن که دراز بکشم و با هدفُن به فایل صوتی قرآنی گوش بدم
حدودا دو ساعت همینجور دراز کشیده بودم و گوش میدادم که متوجه شدم چیزهایی در بدنم (زیر پوستم) در حال حرکت هستند که اندازشون حدودا به اندازه یک موش بودن اما با سرعت کم (مثلا سرعت حلزون) حرکت میکردن.
جناب راقی هم گفتن که من جن زده هستم و برای همین دارو جواب نداده است.
خلاصه حدود سه چهار هر هفته خدمت ایشون میرفتیم و فایل صوتی برامون میگذاشت اما …
اما هیچ نتیجه ای حاصل نشد. این شد که این روش درمانی رو هم کنار گذاشتم.
البته هنوزم حتی در حالات عادی حرکت همون چیزهارو در بدم حس میکنم اما اندازشون کوچکتر هست – مثلا به اندازه یک حلزون یا بعضی اوقات یک کرم کوچک.
بعد از ای ماجرا به توصیه دوستی دیگر پیش یکی از آشنایان که در طب سنتی مهارت داشت رفتم. ایشان هم گفتن که بدن داری چهار خلط می باشد و اگر خلطی بر دیگر خلط ها غلبه کند این جور مریضی ها بوجود می آیند. پس به توصیه ایشون هم مدت چهار ماه داروی گیاهی مصرف کردم . اما دریغ از نتیجه …
الان سردرگمم
نمیدونم چیکار کنم
از این زندگی ای که دارم بیزارم
مرگ رو بیشتر دوست دارم تا این زندگی
مثل یه پیر از پا افتاده هستم
بی حال و بی انرژی – حتی حوصله ندارم یه چایی برای خودم بریزم – حوصله انجام وظایف شخصیمم ندارم
نه سودی برای خودم و نه برای اطرافیان
بی کار (چون خیلی از کار متنفرم – هروقت به کار فکر میکنم دچار اضطراب میشم- اصلا نمیتونم چهار روز برم سر یک کاری – سر کار اینقدر احساس بیقراری و بی حوصلگی میکنم که مجبور میشم کار رو ول کنم)
بعضی وقتها هم بدون هیچ دلیلی پر انرژی هستم ، شاد و خیلی دلخوشم ، شاید در این حالت بعضی مواقع تند تند هم راه برم و تند تند و زیاد هم حرف بزنم. اما این حالت هیچ وقت دو روز کامل طول نمیکشه . و بعد از آن شدیدا افسرده ، بی انرژی ، بی حوصله و کمی بیقرار میشم و این حالت هم معمولا سه چهار روز تا یک هفته طول میکشه. و بعد از آن حالتی با افسردگی و بی حوصلگی ملایم تر اتفاق میفته. و این سه حالت در من یک حالت دَوَرانی است که معمولا این طور که عرض کردم پشت سرهم اتفاق میوفتن.
مشکل دیگر من ترس و اضطراب هستش – ترس از دعوا
حتی با دیدن افراد هیکلی و خشن میترسم (بدون اینکه کاری با من داشته باشن)
حتی با دیدن پلیس میترسم (بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشم)
حتی دیدن یک صحنه دعوا چنان من رو میترسونه که تا سه چهار روز هیچ انرژی ای ندارم.
مشکل دیگری هم که دارم Homosexuality می باشد. به Twink علاقهء شدید دارم. همیشه ذهنم با آن درگیر است و خیلی به آن اهمیت دادم هر چند که آن را بروز نمیدم.
الان ۱۵ ماه از قطع داروهایی که روانپزشکم برام نوشته بود میگذره – و الان نمیدونم برگردم پیش روانپزشک قبلیم یا یک روانپزشک دیگه امتحان کنم.
کردستان زندگی میکنم. روانپزشک قبلیم در مهاباد هستن.
فکر میکنم به روانپزشکی احتیاج دارم که در زمینه درمان اختلال دوقطبی تجربه زیادی داشته باشه.
معذرت میخوام که متنم طولانی شد
و ممنونم که متنم رو خوندید
و ممنون میشم من رو راهنمایی کنید – طوری که بتونم مشکلم رو(انشاءالله) حل کنم.
هیچکس مثل اون روانپزشک چهارم به حالات شما واقف نیست.فقط با ایشون ادامه درمان بدید…
درود بر شما دخترم ۲۱ سالشه ۲ماه پیش تصادف کردیم و مهره ۷ گردنش شکست جراحی شد و پلاتین گذاشتن بعد از تصادف دچار اضطراب شدید شد قرص فلوکسیتین و کلراید پوکساید۵ تجویز شد یک ماه بعد از عمل داخل حمام بیهوش شد و دکتر گفتن اسیب نخاعی مختصری داره . خیلی پرخاشگر و خلق و خوی دوقطبی داره همچنین افسردگی .پزشک براش دپاکین تجویز کرد ۵۰۰ ولی مقاومت میکنه برای خوردن چون عوارضشو خونده خیلی نگرانم با توجه به تغییر خلق و خو و بیهوشی اتفاقی حتما باید دپاکین رو مصرف کنه ؟ البته کم کاری تیرویید هم داره ۷ساله که تیروکسین مصرف داره .بهترین زمان مصرف دپاکین شب هست یا روز سپاس از شما
فرقی نداره هروقت راحتن بخورن
بعضی دوستان حاظرن مخدر بزنن ولی قرص دکتر نمیخورن قرص دکتر بعد ۵ سال خوبت میکنه
ولی مواد مخدر بعد ۵ سال کمرتو خورد میکنه
خدا به انسان عقل داده که استفاده کنه اگر با مرفین خوابش کنی بهتره یا دپاکین ترامادول یا متادون قابل مقایسه نیست با دپاکین ولی دپاکین
عملی نمیکنه و حتی تشنج های عصبی خشم های
افراطی الکی غصه خوردن ها رو درمان میکنه
ولی مواد جز مرگ هیچی نداره درمان که نمیکنه بلکه انسان رو به جایی میرسونه که ارزوی مرگ کنه البته یه وقت هایی پیر مرد رو جواب میکنه ۷۵ سالشه یا ۶۰ سالشه ترامادول ۱۰۰ میدن
اما جوان سالم اگر خورد جنونش ۱۰۰ درصد
من ۵ ساله دپاکین میخورم نوار مغز دادم
صرع من درمان شد و تحت نظر پزشک
موهام ریخت ولی صرع درمان شد
چاقی از ورزش نکردن و پر خوری میاد
دست بزن هم داشتم که خداروشکر با دپاکین
درمان شد این قرص رو ۵روز بخوری ول کنی
درمان نمیشه حداقل ۲ الی ۳ سال باید استفاده کرد
با درود
جناب دکتر من ۳۹ ساله هستم به مدت ۶ ماه با دستور پزشک متخصص قرص بوپرنورفین مصرف میکردم پزشک معالجم پس از پایان دوره برای کاهش عوارض قطع بوپرنورفین قرص دپاکین ۲۰۰ تعداد ۳۰عدد هر شب یک قرص ۲۰۰ تجویز کردند پرسشم اینکه آیا پس از مصرف این تعداد قرص دپاکین هم باید به صورت تدریجی مصرف دپاکین رو کاهش بدم یا چون دوز و دوره مصرف دپاکین کم بوده نیاز به کاهش تدریجی دپاکین نیست؟
پیشاپیش سپاس از شما
بله حتما بتدریج باشه تا دچار عوارض نشید
این یه قانون کلیه برای همه داروهای اعصاب بخاطر تاثیر چندگانه ای که روی نروترانسمیترهای مختلف دارند
سلام آقای دکتر وقت بخیر م۳۳ سالم است که مدت۴ سال سردرد داشتم وبعدا سرگیجه داشتم رفتم دکتر مغز واعصاب گفتند تومور داری باید تحت عمل جراحی قرار بگیری خوشبختانه عمل جراحی موفقیت آمیز بود دکتر بعدا برام دپاکین ۵۰۰ تجویز کردکه هر ۱۲ ساعت یک عددکه بعدا علائمی همچون لرزش دستها.چاقی والتهاب بدن را دارم لطفاراهنمائی کنید ممنونم
متاسفانه این عوارض هست
سلام آقای دکتر.همسر بنده حدود۹ سال پیش بدلیل فشار زیاد و مسئولیت سنگین کاری دچار بی خوابی و بی اشتهایی شدن که پزشک معالجشون دپاکین۲۰۰ به همراه ولبان ۱۵۰ تجویز کردن.همسرم ۳۶ الان سالشونه و حدود یک سالی میشه که ازدواج کردیم.هر دو الان به این نتیجه رسیدیم که خوردن قرص کافیه و تمایل به ترک قرصا داریم.لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید که آیا اصلا با این دوره طولانی مصرف قرص ها میشه کنار گذاشتشون؟!و باید چکار کنیم برای ترک قرصها.ممنون میشم راهنمایی کنید
خب گویا علت اصلی تجویز دارو برای شما مشخص نیست و از نوع بیماری ایشون خبر ندارید…چون بعیده فقط بخاطر بیخوابی و بی اشتهایی دپاکین تجویز شده باشه…با پزشک تجویز کننده ملاقات بفرمایید